تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
همچون سرخى شقايق سرخ ، همچون دندانهاى شفاف گل بابونه ، سفيد هستى آنچنان زيبا ، كه گويى در جمع دينداران ، ياد على مرتضى را بر زبان مىآورم . آنگاه كه زمانه ، مدتها بىپناه بوده ، تو بهترين باران رحمت خدا ، و استوارترين پناهگاه هستى . 15 - بسا پناهندگان كه از بيمهاى زمان به دو پناه مىبرند و آرامش مىيابند . و اميدواران را چه بسا عرق شرم سيل آسا فرا مىگيرد و او آنها را رهائى مىدهد . خداوند بر او ، مقام تقرب داده ، و دوستى به او را تقرب و دوستى خود دانسته است . فردا كه به امر پروردگار ، به همه خلايق داد و دهش و عطاى او نصيب مىشود ، دشمنان او از آتش دوزخ برخوردارند و دوستانش از باغهاى بهشت . 20 - هرگاه از مقام على عليه السّلام خواسته باشى چيزى درك كنى ، گرد و غبار ميدانهاى جنگ را ببين ، زمانى را كه آتش جنگ بالا گرفته ، و اوست كه تيغ كار نوازش ، همچون مار بر سر دشمان بيجان است ، و نيزهء او از كافران و جنايت پيشگان سيراب مىگردد ، و پرچم دشمنان همراه جمجمهء سرشان بر خاك هلاك سرنگون مىشود . باز در مقام او ، از سرزمين ( خم ) بپرس كه چگونه برگزيدهء فضائلش در آنجا به مردم آشكار گشته است . 25 - واى به حال دشمنانى كه لگامشان به گردن و لجام گسيخته خواهند بود .