تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
باز در معاجم و كتب ادبى ( از جمله : سلافة العصر ص 300 ) ، ابياتى به شيخ بهائى نسبت داده شده ، كه از آن جمله است . يعنى : « هرگز جامهء ژنده و وصله دار كسى ، شلوار او كه كوتاه تر از استخوان كف پا است ، ترا نفريبد ، و پيشانى كه در آن نشان عبادت به چشم مىخورد ، ترا گول نزند ، بلكه در پيشگاه پول و دينار ، اشخاص را بيازماى كه آيا پرهيزگارند يا گمراه مىباشند » . انتساب اين ابيات بر شيخ بهائى به نظر درست نمىآيد ، چرا كه غزالى كه پيش از شيخ بهائى بسال 447 وفات يافته ، در احياء العلوم خود ( 2 : 73 ) اين ابيات را به يكى از شاعران نسبت داده است . و سيد در « السلافة » اين ابيات را از شيخ بهائى دانسته است : يعنى : سوگند بر آن خدايى كه دندانهاى تو را وسيلهء شكنجه من قرار داده ، و هر آنچه چشمان تو مىگويد ، دلم پاسخ آن را آماده دارد . و اين ابيات نيز از « صورى » سابق الذكر است . و خود شيخ بهائى ، اين ابيات را از صنوبرى دانسته است ( رجوع شود به ج 4 ص 229 الغدير طبع 2 ) .

تولد شيخ :

شيخ بحرانى ، در لؤلؤة البحرين ص 20 ، و شيخ ميرزا حيدر على اصفهانى در اجازهء خود ، و چندين نفر از اصحاب ما ، تولد شيخ بهائى را در بعلبك و در غروب پنجشنبه ، سيزده روز مانده به پايان محرم سال 953 دانسته‌اند و سيد مدنى در « سلافة العصر » مىنويسد : « تولد او در غروب آفتاب روز چهارشنبه سيزده روز مانده به آخر ذى الحجة بسال 953 روى داده است » و همين سخن را محبى در « خلاصة الاثر » آورده است ، اما روايت معتبر در اين باره ، نوشته اى است كه صاحب « رياض العلماء » در نامهء خطى پدر بزرگوار شيخ بهائى يعنى شيخ حسين در شرح حال شيخ بهائى ملاحظه كرده ، و در آن چنين نوشته است :
الغدير ( فارسي ) — صفحة 136 | جمعي از مترجمين / جليل تجليل / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)