تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
- او بزرگمردى بود كه راههاى هدايت را روشن داشته ، و با فقدانش دين و آيين جامه سياه به تن كرده است . ديگر از جامه‌هاى بزرگى و مجد - از فراوانى اندوه - جز پنبه‌ها و كهنه و پاره‌ها چيزى بجاى نمانده است . آيات و جلوه‌هاى علم ، همه مخفى و مدروس گشته ، و خانه‌هاى احاديث و اخبار ويران شده است . - بسا انديشه‌هاى ناب و شايسته كه از ميان رفته ، و در بين مردم ، جز انديشه‌هاى عيبناك ، چيزى به چشم نمىخورد . - و چه بسا افكار پست كه من آن را بهائى نمىشناختم ، و جز در زباله دانها محلى براى آن نمىيافتم ، در كوههاى بلند علم جاى گرفته است . - بسا محرابهاى مساجد ، كه آنگاه با پرتوهاى روشن برتافته و درخشان گشته‌اند ، و همه به ياد او گريه سر دادند . - آرى ، خوى بزرگواران اينست كه همواره گرسنگان را اطعام مىكنند ، و برهنگان را مىپوشانند . - چه بزرگوار و با شكوه است آن شخصيتى كه در سرزمين طوس ، آنجا كه پهنهء آرمگاه عزيز خاندان طهارت آرميده ، به خاك رفته است . - امام هشتم ، كه در روز قيامت ، از سر احسان وجود ، همه باغهاى بهشت را تضمين خواهد كرد .

لغزش و خطايى كه بخشودنى نيست

سعيد نفيسى نويسنده ايرانى ، در تأليفى كه دربارهء زندگانى شيخ بهائى پرداخته ، رنج بيهوده كشيده ، و گوهر را با پشكل درآميخته است . او مطالبى نقل كرده كه مدرك درست تاريخى ندارد ، و حقايق روشنى بر او پوشيده مانده ،