عشق را بچشد ، بر ملامتگران روز افزونش اعتنايى نيست !
بادهء مهر شما ، پاى عقلم را در بند كشيده ، و تا مفاصل و استخوانهايم دويده است .
از اين پس ، بر حلم و وقار درود باد ، و بر خرد سست پاى ، هزاران هزار درود باد .
اى ياران ! آيا تواند بود كه درنگى در « وادى الجزع » بكنيد و در آنجا ( لحظه اى ) فرود آييد ؟ ! اى جهانگرد و گردندهء سخت كوش ! هرگاه در سرزمين نجد فرود آيى ، در « وادى الخزام » مسكن بگزين و اقامت كن .
از اين زندگانى مجازى يا از محل « ذى المجاز » در گذر . و در سمت راست آن جايگاه گرامى فرود آى .
هنگامى كه به محلهء « حزوى » رسيدى ، بر قبيلهء حى - اى برادر - سلام مرا برسان .
حديث مشتاقى اين دل رنجور را در پيش آنها فرو خوان ، دلى كه در ميان آن خيمهها تباه گشته است ( يا از آنجا فروغ گرفته است ) . هرگاه كه ديدى بر حال من رقت آوردند ، از آنان بخواه كه - و لو به شكل تصوير آرزويى در خواب - بر ديدهء من منت بگذارند .
اى كسانى كه در « ذى الاراك » ( 1 ) ( مكه ) آرميدهايد ، تا بكى سالهاى
هامش
( 1 ) ذى الاراك موضعى است در مكه و حافظ در ابيات زير به آن اشارت دارد :سلام اللَّه ماكر الليالى
و جاوبت المثانى و المثالى
على وادى الاراك و من عليها
و دار باللوى فوق الرمالو « مثالى » در بيت در اصل مئالث بوده مانند الثالى و الثالث در قول شاعر :قد مر يومان و هذا لثالى
و انت بالهجران لا بتالى( رك . ص 325 ديوان حافظ تصحيح قزوينى ) مترجم