و به سندش از عوف روايت شده كه سمره از مدينه آمد . همين كه به كنار خانههاى بنى اسد رسيد ، مردى از دلاوران آن قوم پيش آمد و گروهى به او حمله كردند و به قتل رساندند . سپس لشكريان حركت كردند و سمره بر سر او حاضر شد در حالى كه در خونش غلطيده بود . گفت اين كيست ؟ گفتند : پيشروان لشگر او را كشتهاند . گفت : اى مردم ، هرگاه شنيديد كه ما بر مركب سوار شدهايم ، از سر نيزههاى ما بترسيد ( 1 ) .
« معاويه » چهار صد هزار درهم از بيت المال به « سمرة بن جندب » داد ، تا در ميان مردم شام سخنرانى كند و ضمن آن بگويد كه آيهء : * ( وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُه فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَيُشْهِدُ الله عَلى ما فِي قَلْبِه وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ وَإِذا تَوَلَّى سَعى فِي الأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيها وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَالله لا يُحِبُّ الْفَسادَ ) * ( 2 ) .
يعنى : « از مردم كسى هست كه گفتارش در زندگانى دنيا بر تو خوش و شگفت آيد و بر آنچه در دلش است خداى را گواه مىگيرد و او سختترين دشمنان است . و هرگاه روى برتابد ، در زمين مىكوشد تا فساد برانگيزد و كشت و نژاد را نابود كند ، و خدا فساد را خوش ندارد » ، دربارهء على ابن ابيطالب عليه السّلام است و همچنين بگويد كه آيهء : * ( وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَه ابْتِغاءَ مَرْضاتِ الله ) * ( 3 ) يعنى :
« از مردم كسى هست كه جان خود را در راه كسب خشنودى خدا مىفروشد و از خودش در مىگذرد » دربارهء « ابن ملجم » شقىترين فرد مرادى نازل شده است » ( 4 ) .
طبرى از طريق عمر بن شبّه نقل مىكند : « زياد كه سمرة بن جندب را
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى 6 : 132 .
( 2 ) بقره / 204 - 205 .
( 3 ) بقره / 207 .
( 4 ) شرح ابن ابى الحديد 1 : 361 .