تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
را در مناقب على عليه السّلام كه نقل شده باشد ، ترك نكنيد ، مگر آنكه يك روايت نقيض آن را بياوريد تا دروغ بودن آن را ثابت كند . اين اقدامى است كه من دوست دارم و چشمانم روشن مىشود كه ببينم برهان هواداران على باطل گرديد ، و مناقب عثمان و فضايل او رونق يافته است . آنگاه بخشنامه اى با اين مضمون به همهء كار گزاران خود در شهرها صادر كرد : دقت كنيد هر كس كه اقامهء دليل بر دوستى على و اهل بيتش عليهم السّلام بكند ، او را از كار ديوانى اخراج و حقوقش را قطع كنيد . بخشنامهء ديگرى به ضميمهء آن فرستاد كه هر كس را متهم به هوادارى على عليه السّلام كرديد ، شكنجه اش دهيد و نابودش كنيد و خانه اش را ويران كنيد . و بدين ترتيب بلاى عظيمى ، عراق بويژه كوفه را فرا گرفت . و هر كس بجايى يا خانه اى كه مورد اعتمادش بود ، مىرفت و سخنى مىگفت ، از خدمتكاران يا اربابان او مىترسيد كه راز او را فاش كنند و متهم گردانند ، و بازار گفتگو و بهتان داغ شد » . زياد ، سمرة بن جندب را بجاى خود در بصره گماشت ، آنجا كه معاويه زياد را مأمور كوفه و بصره كرد . زياد ، شس ماه در كوفه بود و سمره هم از كسانى بود كه با اطلاع و دستور شخص معاويه در قتل مردم افراط كرد . « طبرى » از طريق محمّد بن سليم روايت كرده است كه از انس بن سيرين پرسيدم : آيا سمره كسى را به قتل رسانده است ؟ گفت آيا مىتوان كشتار سمرة بن جندب را به شمار آورد ؟ زياد او را در بصره جانشين خود كرد و وارد كوفه شد ، و در حالى آمد كه هشت هزار نفر را به قتل رسانده بود و معاويه به او گفته بود : آيا از اينكه بىگناهى را به قتل رسانده باشى ، هراسى دارى ؟ گفت : هيچ پروائى از اينكه چنين كسانى را بكشم ندارم . ابو السوار عدوى نقل كرده و گفته است : او در يك صبحگاه ، چهل و هفت نفر را از قبيلهء من به قتل رساند ، و همه از كسانى بودند كه قرآن را جمع كرده بودند .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 43 | جمعي از مترجمين / جليل تجليل / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)