« شيخ محمّد موصلى » مشهور به « غزلانى » ( 1 ) كه به سال 605 وفات يافته است ، از « شيخ محمّد ابى عبد اللَّه بن تاج بن قاضى يونس موصلى » روايت مىكند كه گفت :
« با گروهى از علماى موثق موصل ، به زيارت شيخ محمّد غزلانى قدس اللَّه سره رفته بوديم در حالى كه هنگام غروب بود . غارى كه در آن ساكن بود ، بسيار تاريك بود ، چنان كه ياران از تاريكى ناراحت بودند . او از اين انديشهء ما پرده برداشت و لبخندى زد و گفت : ما اينجا روغن و چراغ نداريم كه روشن كنيم . آنگاه به درختى اشاره كرد كه روبروى غار بود . از شاخههاى آن چنان نور متجلى شد ، كه تمام كوهسار را روشن كرد ، و به خدا سوگند كه هيچ شبى را خوشوقتتر و شادابتر از آن شب به سر نياورده بوديم » .
« امينى » مىگويد : بخوانيد و تعقل كنيد و به داورى برخيزيد .
76 . « شاطبى » از جنايت شخص جنب آگاه است
« جزرى مىگويد » : يكى از مشايخ مورد اعتماد ، از اساتيد خود روايت كرده : « شاطبى قاسم بن فيرهء نابينا ( 2 ) صبحها در فاضليهء بغلس نماز مىخواند .
آنگاه به تعليم قراءت قرآن مىنشست و مردم در رفتن به حضور او بهنگام شب با هم پيشدستى مىكردند ، و هرگاه كه مىنشست ، فقط مىگفت : هر كس اول آمده ، او بخواند . آنگاه به ترتيب نوبت آمدن از ديگران شروع مىكرد . اتفاقا يك روز گفت : آن كسى كه نفر دوم است ، بخواند و اولى ماند و نخواند . اصحاب
هامش
( 1 ) وى بدليل ديدار گوزنها و انس آنها با وى ، به اين نام ناميده شد . روضة الناظرين ص 133 .
( 2 ) ابو محمد ضريرمقرى ، صاحب قصيدهء مشهور به « حرز الامانى و وجه التهانى » در قرائات ، كه 1173 بيت دارد . وى در سال 538 به دنيا آمد و در سال 590 درگذشت و در قرافه دفن شد . قبر او ، مشهور و محل زيارت است . شذرات الذهب 4 : 302 .