تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
حرزم مغربى را دربارهء كتاب « الاحياء » كه شبيه اين است خواهيم آورد » . « امينى » مىنويسد : چقدر زيبا بود ، هرگاه خوابها به واقعيت مىپيوست ! ؟ تازه ما هرگاه از صاحب اين كتاب حمايت كرده و آن را كه در مواضع گوناگون درباره شريعت مقدس تناقض گويى كرده بپذيريم . و هرگاه قبول كنيم كه اباطيل « غزالى » كجرويهايى كه مردم را به گمراهى مىافكند نبوده و فقط يك سلسله نقل قولها و طرحهايى بوده كه معمولا اهل علم پيشنهاد مىكنند و فهم آنها اختصاص به هيچ قومى ندارد ، اين اندازه روشن است كه اين سخنان شكافى در اسلام پديد مىآورد كه قابل ترميم نيست . « ابن جوزى » در « المنتظم » 9 : 169 مىنويسد : « او در قدس ، شروع به تأليف كتاب » الاحياء « كرده ، سپس در دمشق آن را به پايان رسانده و در آن كتاب اساس كارش را بر روش صوفيان گذاشته و رعايت قوانين فقه را كنار نهاده است . مثلا در مورد محو كردن جاه پرستى و مجاهدهء نفس مىنويسد : مردى كه مىخواست جاه دوستى را در خود محو كند ، وارد حمام شد . لباس ديگران را بتن كرد ، و لباسهاى خود را از روى آنها پوشيد . آنگاه بيرون آمد و شروع كرد به قدم زدن . سپس او را دستگير كرده و لباس ديگران را كه پوشيده بود از او گرفتند و از آن پس به » سارق الحمام « معروف شد . مسلم است كه ذكر امثال اين واقعه به منظور تعليم مريدان ، كارى زشت و قبيح مىباشد ، چرا كه فقه قبح اين اعمال را ثابت و محكوم مىكند . چگونه عملى را مىتوان تجويز كرد كه سرقتى در ضمن آن صورت بگيرد و كسى مال مردم را تلف كند ؟ همچنين نقل مىكند كه شخصى گوشت خريد و شرم داشت كه آن را خودش به خانه ببرد . آن را از گردن آويخت و به راه افتاد ، در حالى كه اين عمل بسيار زشت است و نظير اين داستانها بسيار آورده كه در اينجا نمىتوان همه را نقل كرد . من اغلاط اين كتاب را در كتابى به نام » اعلام الاحياء باغلاط لاحياء « جمع كردم و به پاره اى از اين اشتباهات در كتاب خود بنام