تصفيه و پاك خواهى شد و بر قلهء عقل ارتقاء مىيابى و از جانب خدا همان خطابى را مىشنوى كه موسى عليه السّلام شنيد : خطاب « انا اللَّه ربّ العالمين » .
« امينى » مىگويد : كاش مىدانستم آيا زبان شيطان از گفتن اينكه : « من خدا هستم كه از هر شش جهت بر تو احاطه دارم » ، ناتوان است ! ؟ همانگونه كه ادعاى خدايى كنندگان در روزگاران گذشته از گفتن اين سخن باز نايستادهاند .
پس « غزالى » از كجا به صرف ادعاى اينكه « من خدا هستم » ، اين سخن را باور كرد ؟ و با اين همه ، چگونه « غزالى » احتمال نداده است كه او شيطان بوده ؟ گيريم كه اين خطاب ، رؤياى صادقانه بوده و خدا « غزالى » را مخاطب قرار داده ، از كجا معلوم كه اين خطاب : « اساطير و خرافات را ترك كن » در باب « غزالى » صحت ندارد و « شيخ او » كه اين همه سخنان بىاساس را ادعا كرده بر خطا نبوده و او خود نيز خطا نكرده است ؟
اى كاش در داروخانهء نساج ، سرمهء ديگرى بود كه چشم و ديدهء بصيرت « غزالى » را تيز مىكرد تا ديگر آن رياضات نامشروعى را كه در « احياء » آورده تكرار نمىكرد داستانهايى از قبيل داستان حمام و جز آن ، و همچنين نظير آوردن بابى در آفات زبان كه در آن لعن « يزيد » را ممنوع دانسته و نظاير اين اباطيل را فراوان آورده است .
در واقع اين سرمهء نساج ، چقدر كارگر بوده كه كسى كه آن را بر چشم خود زده ، ديگر به ديدن عرش و هر چه اطراف آن است ، قانع نمىشود و به ديدن خدايى كه ديدهها او را درك نمىكند ، هوس مىنمايد و از او آن خطاب مىشنود كه « موسى » عليه السّلام از او شنيد : « انا للَّه رب العالمين » . من نمىدانم كه سرانجام همين « موسى » عليه السّلام كه شريك خطاب « ابو حامد » بوده ، آيا او هم در دين خدا با او شريك بوده يا نه . شايد اين گويندهء هذيان ، نفس خود را مربى پيامبر خدا « موسى » عليه السّلام فرض كرده . « موسى » اى كه از جانب پروردگار پيغمبر اولوالعزم
الغدير ( فارسي ) — صفحة 258
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٥٨