تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
نزديك شدم و گفتم : تو خيلى نماز مىخوانى . گفت : منتظر اجازهء پروردگارم هستم كه از نماز دست بردارم . مىگويد : آنگاه ديدم نامه اى افتاد و در آن نوشته شده بود : از خداوند عزيز بخشاينده به بندهء راستين خودم . منصرف شو . هر چه گناه در گذشته و حال كرده اى ، همه را آمرزيدم . « امينى » مىگويد : كسانى كه اين نامه به آنها رسيده ، ديوانه بوده‌اند ، به جهت اينكه اين نامه را نگاه نداشته‌اند تا مردم از آنها تبرك و استفاده كنند ، و آيندگان هم آن را بعنوان سند معتبرى حفظ نموده و در شمار يكى از آثار گرانقدر نگاه دارند . اما اينها از نگاهدارى آن معذور بوده‌اند ، چرا كه همه اينها دامهايى است كه ناآزمودگان امت محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله را در آن افكنده‌اند ( 1 ) .

48 . درخت « ام غيلان » خرما مىدهد

« بكر بن عبد الرحمن » رحمة اللَّه عليه مىگويد : « با ذو النون مصرى متوفى 245 در بيابانى بوديم . به زير درختى رسيديم و گفتيم : چقدر خوب بود اگر در اينجا خرما مىبود . ذو النون لبخندى زد و گفت : آيا خرما ميل داريد ؟ آنگاه درخت را حركت داد و گفت : ترا بخدايى سوگند مىدهم كه ترا رويانده و به صورت درخت درآورده است ، كه بر ما خرماى تازه بدهى . سپس تكان داد و خرماى تازه ريخت و خورديم و سير شديم . سپس خوابيديم و بيدار شديم . دوباره درخت را تكان داد ، خار بر ما ريخت » . « الروض الفائق » ص 126 ، « مرآت الجنان » يافعى 2 : 151 اين مطلب را آورده‌اند ، و « يافعى » مىگويد : « گروهى از صالحان ، اين روايت را نقل كرده‌اند و بسيارى از علما نيز از آنها روايت نموده‌اند » .
هامش
( 1 ) از اين داستانها چقدر زياد است و چه شيرين ؟ ! رك به همين جلد ص 121 ، 125 137 و آنچه پس از اين مىآيد .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 234 | جمعي از مترجمين / جليل تجليل / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)