گفته است :
تسليتى را به شما عرضه مىكند ، كه هر چه اندوه دارى از دل بزدايد : مرگ پيامبر و كشته شدن وصى او و كشته شدن حسين و مسموم گشتن حسن » ( 1 ) !
« زمخشرى » در باب هشتاد و يكم « ربيع الابرار » نقل كرده است : « معاويه به دختر اشعث ، زن امام حسن ، يعنى جعده صد هزار درهم داد ، تا او را مسموم كرد . آن حضرت دو ماه پس از آن عمر كرد و پيوسته طشتى كه از زير خود بر - مىداشت آكنده از خون بود و مىفرمود : من بارها سم داده شدهام ، امّا مثل اين بار آخر صدمه نديده بودم و كبدم پاره پاره شده است » .
و در كتاب « حسن السريره » ( 2 ) آمده است : « بسال چهل و هفتم هجرت به تحريك معاويه ، جعده دختر اشعث بن قيس كندى زن حسن بن على ، آن حضرت را زهر داد و صد هزار درهم به دو داد و به پسرش يزيد تزويج كرد . معاويه امام سبط عليه السّلام را مانع بزرگى در راه آرزوى پليد خود - يعنى بيعت بر يزيد - مىديد و خود را از دو ناحيه در خطر مىديد : پيمان صلحى كه با او بست و از طرف ديگر شايستگى ابو محمّد زكى ( امام حسن ) و هشدارى كه مردم به وى داده بودند . از اين ورطه ، خود را با مسموم كردن امام نجات داد و وقتى خبر مرگ امام به دو رسيد خوشحال شد و شادى و مسرت خود را ابراز داشت و او و پيرامونيانش همه به سجده افتادند » .
« ابن قتيبه » گويد : « حسن بن على كه بيمار شد - در همان بيمارى كه منجر به وفاتش گرديد - عامل مدينه ضمن نامه اى به معاويه ، شكايت حسن بن
هامش
( 1 )تعرفكم لك من سلوة
تفرج عنك قليل الحزن
بموت النبى و قتل الوصى
و قتل الحسين و سم الحسن( 2 ) تأليف شيخ عبد القار بن محمد بن طبرى دختر زاده محب الدين طبرى مؤلف رياض النظره .