تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
مىنمايد ، آنگاه به نيرنگ كارى شروع مىكند . « اوزاعى » از احاديث ضعيف و ناشناخته نقل كرده ، سپس « وليد » همهء آنها را از روايت ساقط و فقط « اوزاعى » را ذكر كرده است . و او مردى دفّاع بود كه شنيده‌ها و ناشنيده‌ها بر عليه او درآميخته است و منكراتى از او ( 1 ) از طريق شيخى از اهل شام كه هيچ انس و جنى او را نمىشناسد ، نقل شده است ، از « يونس » نابيناى شامى كه « معاويه » را درك كرده و از او روايت كرده و بخششهايش را گوارا و لذيذ يافته است ، از « عبد الرحمن » كه احاديثش ثابت نيست و چنان كه « ابن عبد البر » گفته ، سخنش قابل اعتماد نيست . پس آيا نظير اين خرافات را جز بوسيلهء راويان مثل چنين اشخاصى مىتوانند نقل كنند ؟ و آيا جز با اين اسنادهاى نارسا روايت مىشوند ؟ و آيا مىدانى كه العياذ باللَّه كدام بيعت ستمگرانه را پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله بيعت هدايت ناميده است ؟ ! بيعتى كه حكومتى را تجويز مىكند كه قرآن كريم از آن تنفر دارد و پيغمبر اصحاب خود را به پيكار با دارندهء چنان حكومتى تشويق مىكند ، و همه مىدانيم كه بيعت اين « آزاد شدهء فرزند آزاد شده » ، چيزى است كه بر اساس تبرى از ولايت كبرى خداوند و ولايت « أمير المؤمنين » - كه كتاب خدا آن را سفارش كرده و بدان وسيله دين را تكميل فرموده و نعمت خود را به مردم تمام كرده - صورت گرفته است ، دشمنى با ولايتى كه خدا آن را با ولايت خود و ولايت رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله مقرون دانسته است ، بيعتى كه فساد آن اسلام را در برگرفته و در دل هوادارانش بذر گناهان را افشانده است ، حلال را با حرام در آميخته و اموال و خون مردم را بر آزاد شدگان و نفرين شدگان مباح كرده است ، و بر عترت محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله و بر امت پيامبر تا به امروز مصيبتها فراهم آورده است .
هامش
( 1 ) تهذيب التهذيب 11 : 151 - 155 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 160 | جمعي از مترجمين / جليل تجليل / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)