بخاطر آنكه حافظهء بدى دارد ، نمىتوان پذيرفت . « » على بن حجر « گويد :
« ابن عياش هرگاه بسيار خيال پرداز نبود ، حجت بود . » . . . و تا پايان اين جزء ص 82 از اين گونه مطالب هست .
از جمله كسانى كه در اين روايت ديده مىشوند ، « تمام بن نجيح دمشقى » است . « أحمد » مىگويد : « من او را نمىشناسم . » « حرب » دربارهء اين نظر مىگويد : « منظور اينست كه حقيقت حال او را در نمىيابم » . « أبو زرعه » مىنويسد : « ضعيف است » . « أبو حاتم » گفته است : « حديثش منكر و رونده است » . « بخارى » گفته است : « جاى تأمّل است » . « ابن عدى » گفته است :
« همه آنچه او روايت كرده ، چيزهايى است كه راويان ثقه نمىپذيرند و او ثقه نيست » . « ابن حبّان » گفته : « چيزهائى ساختگى از ثقات نقل كرده ، كه به نظر مىرسد مورد اعتماد است . « بزاز » گفته است : « قوى نيست » . « عقيلى » گويد : « چيزهاى نامأنوسى را روايت مىكند » . « آجرى » به نقل از « أبو داود » مىگويد : « احاديث نامأنوس نقل مىكند » . ( 1 )
33 ) « ابن عساكر » با اسنادى آورده است كه « أبو الحسن قرضى » روايت كرده از « أبو القاسم بن علاء » ، او از « أبو بكر بن عبد اللَّه بن أحمد بن عثمان بن خلف » و او از « أبو زرعه محمّد بن أحمد بن أبي عصمة » و او از « أحمد بن على » و او از « على بن محمّد فقيه » و او از « محرز بن عون » و او از « شبابه » و او از « محمّد بن راشد » و او از « مكحول » نقل كردهاند :
« پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله دو چوبه تير به معاويه داد و گفت : اين دو تا تير اسلام را بگير و با اينها در بهشت با من ديدار مىكنى . و هنگامى كه معاويه وفات كرد ،
هامش
( 1 ) تهذيب التهذيب 1 : 510 .