آن دو را با او به خاك سپردند . و زمانى كه پيغمبر در منى سر خود را تراشيد ، از موى سرش به معاويه داد ، و معاويه آن را نگهداشت و وقت مردن موها را بر دو چشم او قرار دادند و خدا داناتر است » ( 1 ) .
« امينى » مىگويد ، اين سندها ، همه باطل و غير قابل اعتنا است . و با وجود اين راوى اخير مسند ندارد ، چرا كه حديث « مكحول دمشقى » مرسل است و آن مرد از اصحاب نيست ، و نام او را « ابن سعد » در طبقه سوم از تابعان اهل « شام » آورده و او از قدريان ضعيف و دروغگو است .
و در اسناد روايت « محمّد بن راشد دمشقى » ديده مىشود كه او گرچه اهل ورع و عبادت است ، لكن حديث كار او نبوده و احاديث منكر در روايت او بسيار ديده شده كه شايسته است كنار گذاشته شود . و « دار قطنى » گفته است : « اعتبار دارد » و « ابن خراش » گفته است : « حديثش ضعيف است » ( 2 ) .
از كسانى كه در اين احاديث ديده مىشوند ، « شبا به فزارى » است كه به نفع فرقهء « مرجئه » تبليغ مىكرد . « أحمد » او را كنار گذاشته و حديثش را ننوشته و هر چه به دو نسبت داده مىشد ، نمىپسنديد . « أبو حاتم » مىنويسد :
« حديثش را مىنويسند ، لكن بدان احتجاج و استناد نمىشود . » « أبو بكر اثرم » از « أحمد بن حنبل » نقل كرده كه او از مبلغان « مرجئه » بود . از او سخنى بدتر از اين مطالب نيز روايت شده ، از جمله اينكه اين دعوت به « مرجئه » ، حتى در عمل او هم ديده مىشد . و اين سخن زشتى است كه نشنيدم كسى از راويان متهم به آن باشد . از او پرسيدهاند : « چگونه است كه از چنين كسى روايت كرده اى » ؟
جواب داده است : « من اين سخنان را پيش از اينكه اطلاع از عقايد او پيدا كنم ، آوردهام » . اين شخص ، حتى پيش از همه اين امور ، اهل بيت پاك پيغمبر را دشمن
هامش
( 1 ) اللئالى المصنوعه 1 : 422 .
( 2 ) تهذيب التهذيب 9 : 159 .