4 - « مروان بن جناح » ، شامى و از « بنى اميه بود . بگفته » ابو حاتم « :
به « او » و برادرش « روح » نمىتوان اعتماد كرد .
5 - « يونس بن ميسره » مردى شامى و نابينا بود .
6 - « عبد اللَّه بن بسر » از شاميان محسوب مىشود و او آخرين كس از صحابه است كه در شام در گذشته است .
اكنون ببينيد كه نادانان كوردل و ساده لوحان امت چگونه با قلب حقايق به هلاكت و گواهى مىافتند .
« ابن كثير » در « تاريخ » خود پس از آنكه اين حديث و تعدادى از احاديث باطل را كه در باب « معاويه » ساختهاند ، نقل مىكند ، مىنويسد : « علاوه بر اينها ابن عساكر احاديث بسيارى را كه بىشك همه در فضائل معاويه ساخته شده آورده است كه ما از آنهمه صرف نظر كرديم و در اينجا فقط به نقل احاديث صحاح و حسان و احاديثى ديگر كه همه ساختگى و ناشناخته است ، اكتفا كرديم » و پس از ذكر حديث بيست و ششم كه از « سرى » دروغگو و حديث ساز نقل شده نوشته است : « و ابن عساكر پس از اين حديث ، احاديث ساختگى بسيارى نقل كرده و شگفت است كه او با آن هشيارى و اطلاعاتى كه داشت چگونه به ناشناختگى و ضعف رجال اين احاديث پى نبرده است و خدا است كه انسان را به راستى توفيق مىدهد » .
ملاحظه مىكنيد كه « ابن كثير » ، سخن خود را بر اساس منقولات « ابن عساكر » قرار داده است تا مگر با دروغها و ياوه هايى كه او از احاديث ساختگى آورده و نسبتهايى را ذكر كرده كه بتوانند يكى ديگرى را تاييد كند ، سخن خود را نيرو بخشد ، لكن او فراموش كرده است كه سرانجام پرده از چهرهء آن فريبكارى كه فضايلى به دو نسبت دادهاند به دست كاوشگران بىنظر به كنار زده خواهد شد .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 146
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٤٦