تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
فزارى » و او از « عبد الملك بن ابى سليمان » و او از « عطاء بن ابى رباح » و او از « ابن عباس » روايت كرده‌اند و « هيثمى » نيز اين را در « المجمع » 9 : 357 آورده و گفته است : « در آن روايت ، محمّد بن فطر را نمىشناسم ، و على بن سعيد رازى هم ضعيف است » « سيوطى » در اللئالى المصنوعه » 1 : 419 مىنويسد : « ابن مروان و روايت كننده از او را نه در بين ثقات يافتم و نه در ميان ضعيفان » . « امينى » مىنويسد : « على بن سعيد رازى » همان كسى است كه « دار قطنى » در حق او كه از وى پرسيده بودند ، گفته است : « در حديث چندان مورد اعتماد نيست و شنيده‌ام كه او والى قريه اى در مصر بود ، از مردم ماليات مىخواست و آنها نمىدادند ، از اين رو خوكها را در مسجد مىآورد » و آنجا كه از چگونگى او در حديث پرسيدند ، گفته است : « احاديثى نقل مىكند كه نمىتوان از آن پيروى كرد ، سپس گفت من در دل خود او را چنين مىشناسم ، و بعضى اصحاب ، در مصر اين را گفته‌اند ، و حاصل اينكه : با دست اشاره كرد چنين است و ثقه نيست » ( لسان الميزان 4 : 231 ) . از آنچه گذشت - « الغدير » 5 : 309 - مراتب امانت اين مرد را با همه دلايل نشان داديم . اينك براى اينكه دوباره به اين سؤال كه امانت چيست پاسخ داده باشيم و معلوم كنيم كه مراد از امين كتاب خدا و وحى بودن چيست ، مىگوييم آيا مراد پاسدارى قرآن از تحريف و به كار بستن محتواى آن نيست ؟ و آيا مراد از امين كتاب و وحى بودن نگهدارى حدود آنها و بريدن دستهاى تبهكارى كه با آنها بازى مىكنند نبايد باشد ؟ و آيا اين « معاويه » نيست كه همهء اين حدود را شكست و در تمام كارهايش از اول تا آخر كتاب خدا و وحى را دگرگون ساخت و در تمام اقداماتش به ديدهء خشم و عصبانيت از آن استفاده كرد و آيا او دشمن سر سخت كتاب و وحى نيست ؟ براستى كه اوراق سياه تاريخ اعمالش آكنده
الغدير ( فارسي ) — صفحة 142 | جمعي از مترجمين / جليل تجليل / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)