شنيدم كه فرمود : خدايا او را هدايت كن » .
« امينى » مىنويسد : كسى از مشايخ حديث در دروغگوئى « عمرو بن واقد دمشقى » شك نمىكند و همه برآنند كه او قابل اعتنا نيست و فردى ضعيف و منكر حديث بوده است و اسنادها را بهم مىزده و احاديثى معضل و ناشناخته نقل كرده است كه شايسته است همه ترك شود ( 1 ) .
آيا در اقطار اسلامى ديگر ، از رجال حديث كسى نبود كه به اين دروغها گوش بدهد ؟ چرا همهء اين احاديث به شاميان اختصاص پيدا كرده حلقه اسنادها فقط به شاميان ختم مىشود ؟ تو خود مىدانى چرا .
. 23 ) « ابن كثير » در « تاريخ خود 8 : 120 از طريق « مسيب بن واضح » و او از « ابن عباس » نقل كرده كه گفت : « جبرئيل پيش رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله آمد و گفت : اى محمّد به معاويه سلام برسان و خبر خوشى را به دو سفارش كن كه او بر كتاب خدا و وحى او امين است و نيكو امينى است » .
« امينى » مىگويد : بگفته « دار قطنى » ، « مسيب بن واضح » ضعيف است « ابن عدى » گويد : « به عبدان گفتم : از عبد الوهاب بن ضحاك و مسيب بن واضح كداميك پيش تو بهترند ؟ گفت هر دو برابرند » و « عبد الوهاب » از دروغزنان و حديث سازان معروف است . شخصيت متروك و ضعيف دارد و بسيار خطا مىكند و خيال پرداز است ( 2 ) .
اين روايت را « طبرانى » در « اوسط » آورده و چنين آغاز كرده است :
« على بن سعيد رازى » از « محمّد بن فطر الداملى » و او از « مروان بن معاويه
هامش
( 1 ) رك : ميزان الاعتدال 2 : 302 ، تهذيب التهذيب 8 : 115 .
( 2 ) رك : الغدير ج 5 ، 242 ط 2 ، لسان الميزان 6 : 41 .