تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
طايفه خودم را به انتقام خون عثمان كشته‌ام ، آيا ترا رها مىكنم ؟ « تهذيب التهذيب 9 : 80 . « امينى » مىنويسد : امثال اين فجايع و تبهكاريها و جنايات ، از اين « پسر تبهكار » بعيد نيست . و همه چيزهايى است كه در راه كسب مقام و تقرب آن « پسر جگر خواره » و به دست كسانى صورت مىگرفت كه در ريختن خونهاى پاك ، از همان سالهايى كه توانايى پيدا كردند ، بخصوص از هنگامى كه آتش جنگ صفين را شعله ور كردند ، هرگز بيمى نداشتند . كسانى كه اسير شهوات خود شدند و نتوانستند از ريختن اين همه خون نيكان و پاكان دست بردارند . فرض كنيد كه « محمّد » ، اين اعمالى كه آنها پنداشته‌اند ، بر عليه « عثمان » انجام داده بود . باز جاى شگفت است كه به خونخواهى او ، كسى مثل « معاويه » - كه هنگامى كه « عثمان » كمك مىخواست ، پاسخ نداد و دست نگهداشت - برخيزد ، يا كسى مثل « عمرو عاص » از او حمايت كند كه از قتل « عثمان » اظهار شادى كرد . و گفته بود : « من ، أبو عبد اللَّه ، او را كشتم و در وادى سباع بودم » . و هم گفته بود : « من ، أبو عبد اللَّه ، كسى هستم كه وقتى زخمى را بشكافم ، ريم به هم مىرساند » و مثل معروف را گفته بود كه : « شتر سرگرم چرا و عيش است و داغگاه آماده » و بر عليه او همچون چوپانى كه بالاى كوه گوسفندان را جمع كند ، افراد گرد مىآورد و به فتنه انگيزى مشغول بود . چرا « معاويه » اينهمه سپاه و افراد را به يارى « عايشه » نفرستاد كه در بين مردم فرياد برآورد : « نعثل را بكشيد كه عثمان را كشته و كافر شده است » و چرا دنبال « طلحه » و « زبير » نفرستاد ، كه دشمنترين مردم بر عليه « عثمان » بودند ؟ « طلحه » ، همان كسى بود كه در محاصرهء « عثمان » اجازه نداد به او آب بدهند و نگذاشت مردم به او كمك رسانند ، و مانع شد كه در مدينه به خاكش سپارند ، جز در « حش كوكب » ( گورستان يهود ) .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 113 | جمعي از مترجمين / جليل تجليل / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)