تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
گفت و بر رسولش صلَّى اللَّه عليه و آله درود فرستاد و گفت : « آگاه باشيد كه مصر را ستمگران و طرفداران فسق و فجور فتح كرده‌اند . اينها كسانى هستند كه در برابر راه خدا سدى افكنده و اسلام را به راه كج برده‌اند . آگاه باشيد كه محمّد بن ابى بكر در راه خدا شهيد شده است . خدايش رحمت كناد و ما او را در پيشگاه خدا مىدانيم . سوگند به خدا كه هرگاه من يقين نداشتم كه روز باز خواست در انتظار همه است و كارها پاداش و كيفر داده مىشود و توهّم فاجران سرانجام بد دارد و هدايت و ايمان مؤمنان عاقبت پسنديده خواهد داشت . . . « تا آخر خطبه ( 1 ) . « ابو عمر » روايت مىكند كه « محمّد بن ابى بكر » را پيش « عمرو بن عاص » آوردند و « عمرو » با زهر او را به قتل رسانيد . « شعبه » و « ابن عيينيه » از « عمرو بن دينار » روايت كرده‌اند كه گفت : « محمّد بن ابى بكر را دستگير كرده پيش عمرو بن عاص آوردند . گفت : آيا پيمانى دارى ، و آيا با كسى عقد و قراردادى دارى ؟ گفت : نه . آنگاه او را دستور داد كه كشتند . على بن ابيطالب پيوسته محمّد بن ابى بكر را مىستود و در فضيلت وى سخن مىگفت ، چرا كه او اهل عبادت و جهاد بود » ( 2 ) . « ابن حجر » نقل مىكند كه گفته‌اند : « او در خانهء زنى از قبيله غافق مخفى شده بود ، خانه اى كه برادرش راهنمايى كرده بود كه خود او تحت تعقيب معاوية بن حديج بود . خواهر اين مرد كه آنها را ديد كه آمدند ، پنداشت كه آمده‌اند برادرش را دستگير كنند . ناگهان گفت : آيا شما را به محل محمّد بن ابى بكر راهنمايى كنم تا برادرم را نكشيد ؟ گفتند : بسيار خوب ، آنگاه او را به ايشان نشان داد و گفت : مرا بخاطر ابو بكر نگهداريد . معاويه گفت : من هشتاد نفر از
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى 6 : 62 ، كامل ابن اثير 3 : 155 . ( 2 ) الاستيعاب 2 : 235 ، تهذيب التهذيب 9 : 81 .