تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
كشتيم و اينكه تو و يارانت او را تحسين مىكنيد . انشاء اللَّه خداوند ما را از گناهانى كه او مرتكب شده مبرا و پاك كند . اما تو در جرائم و گناهانى كه او مرتكب شده است شريك او هستى » . مىگويد كه « معاويه » خشم گرفت و دستور داد او را كشتند ، سپس او را در پوست خزى داخل كردند ، آنگاه آتش زدند . اين خبر كه به گوش « عايشه » رسيد ، براى او خيلى ناله كرد و پس از نماز بر عليه « معاويه » و « عمرو » نفرين كرد ( 1 ) . و در « نجوم الزاهره » 1 : 110 آمده است كه سر او را بريدند و نزد « معاوية بن ابى سفيان » در « دمشق » فرستادند . و آن سر را در آنجا گرداندند و در اسلام ، اين اولين سرى است كه در همه جا گردانده‌اند .

تصويرى ديگر از شهادت محمد بن ابى بكر

« معاويه » در سال 38 ، « عمرو بن عاص » را همراه چهار هزار سپاهى به « مصر » فرستاد و « معاويه بن حديج » و « ابو الاعور سلمى » هم با او همراهى كردند و « عمر » زندگانى خود را صرف اين كار كرد و در آنجا « محمّد بن ابى بكر » از طرف « على عليه السّلام » حكومت مىكرد و مركز حكومتش در محلى بنام « مسنّاة » بود . جنگى بين اينها در پيوست كه « كنانة بن بشر » در آن كشته شد . و « محمّد بن ابى بكر » بمناسبت اينكه يارانش او را تنها گذاشتند ، فرار كرد و در نزد مردى بنام « جبلة بن مسروق » مخفى شد . پس از آن جاى او را شناختند و « معاوية بن حديج » و يارانش او را محاصره كردند . آنگاه « محمّد بن ابى بكر » بيرون آمد
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى 6 : 58 - 61 ، الكامل ابن اثير 3 : 154 ، تاريخ ابن كثير 7 : 313 ، 314 ، النجوم الزاهره 1 : 110 .