تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
و باز « معاويه » پذيرفت كه ديگر پس از اين با كسى قراردادى نبندد و به امام عليه السّلام نوشت : « هر گاه از خلافت اعراض و با من بيعت كنى ، من به اين پيمانها عمل خواهم كرد و شرائطى كه پذيرفته‌ام به كار خواهم بست ، و مصداق شعر اعشى بن قيس خواهم بود ، آنجا كه گويد :
و ان احد اسدى اليك امانة فأوف بها تدعى اذا متّ وافيا و لا تحسد المولى اذا كان ذا غنى و لا تجفه ان كان فى المال فانيا
يعنى : هر گاه كسى ترا امانتى سپرد ، پس بدان وفا كن ، تا در شمار وفاداران بميرى . هرگز بر آقاى خود كه بىنياز است رشك مبر ، و هر گاه در بسيارى مال غوطه ور است ، باز به دو جفا روا مدار . و پس از من خلافت از آن تو خواهد بود ، كه تو بدين مقام سزاوارترى » ( 1 ) با وجود اين پيمانها ، بر پسر خود ، آن بىعار بىحيا سفارش داد كه پس از كشتن امام ، محيط را براى خودش آماده كند . و همين كه صلح انجام شد ، « امام حسن » نامه اى بدين صورت به « معاويه » نوشت : بسم الله الرحمن الرحيم اين متن صلحنامه اى است كه حسن بن على - خداوند از او خشنود باد - با معاويه پسر ابو سفيان منعقد كرده و پذيرفته است كه ولايت مسلمانان را به دو گمارد ، به شرط آنكه به كتاب خداى تعالى و سنت رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله و سيرهء خلفاى راشدين هدايت يافته عمل كند . و معاويه نمىتواند پس از اين با كسى عهد و پيمان ببندد ، بلكه پس از او كار با شوراى مسلمين خواهد بود . و مطابق اين پيمان ، مردم شام و عراق و حجاز و يمن ، هر كجا كه در روى زمين خدا باشند ، در امان باشند
هامش
( 1 ) شرح ابن ابى الحديد 4 : 13 .