مهمى نداشت ، بلكه به پستترين رذائل آلوده بوده و بى عفت و بىآرزم و همنشين كنيزكان مطرب و آوازه خوان ، سگبازى مىكرد و ديگر كارهاى زشت و احمقانه .
اينها را مردم مىدانستند و در افكار عمومى كاملا رسوا بود . بسيارى اشخاص او را با ذكر همين خصوصيات معرفى كرده بودند . كافى است به شهادت هيئت نمايندگى مدينه توجه كنيم ، هيئتى كه از طرف مردم آن سامان به دمشق نزد يزيد رفته بود و در ميان آن شخصيتهائى چون عبد اللَّه بن حنظلهء غسيل الملائكه ، عبد اللَّه بن ابى عمرو مخزومى ، منذر بن زبير ، و ديگر اعيان مدينه قرار داشتند . يزيد آنان را گرامى داشت و بسيار احترام كرد و هداياى گرانبها داد . از نزديك ناظر كارهايش بودند و او را به خوبى شناختند و همگى جز « منذر » به مدينه باز گشتند . چون اين هيئت وارد مدينه شد يكايك اعضايش در ميان خلق بنطق ايستاده شروع كردند به شرح كارهاى زشت يزيد و بدگوئى او . گفتند : ما از پيش كسى مىآئيم كه دين ندارد ، شراب مىخورد ، ساز مىزند ، و در حضورش كنيزان ساز مىنوازند ، سگبازى مىكند ، و با اوباش نشست و برخاست دارد و آنها راهزنان و گردن كلفتها هستند .
ما شما را شاهد مىگيريم كه او را بر كنار و بى اعتبار مىنمائيم . در نتيجهء ، مردم به پيروى از ايشان ، يزيد را خلع كردند . ( 1 )
عبد اللَّه بن حنظله - صحابى عاليقدر - كه او را پارسا ناميدهاند و در قيام « حره » شهيد گشت در نطقش گفت : هموطنان ! از خداى يگانهء بيشريك بترسيد و پرهيزگارى كنيد . به خدا قسم از قيام عليه يزيد آنقدر خوددارى كرديم كه ترسيديم از آسمان سنگ بر سرمان فرو ريزد . او كسى است كه مادر و دختر و چند خواهر را با هم به ازدواج خويش در مىآورد و شراب مىخورد و نماز را ترك مىكند . به خدا اگر از مردم كسى با من نبود باز در راه خدا و عليه او به نيكوترين وجهى قيام و مبارزه مىكردم . ( 2 )
وقتى به مدينه رسيد و مردم از او پرسيدند كه او را چگونه ديدى ؟ گفت : من از نزد كسى مىآيم كه به خدا اگر همراهى جز همين فرزندانم نيابم با آنان عليه او جهاد
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى 7 / 4 كامل ، ابن اثير 4 / 45 تاريخ ابن كثير 8 / 216 + فتح البارى 13 / 59 .
( 2 ) تاريخ ابن عساكر 7 / 372 .