تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
مىداد . سعيد بن عاص جريان را به معاويه اينطور گزارش داد : . . . به من دستور دادى مردم را به بيعت يزيد پسر امير المؤمنين دعوت كنم و نام كسانى را كه اقدام مىكنند و آنان كه كوتاهى مىنمايند به تو گزارش نمايم . اكنون باطلاعت مىرسانم كه مردم از آن خوددارى مىنمايند بويژه خاندان پيامبر ( ص ) از بنى هاشم كه حتى يكتن هم موافقت ننموده است و اطلاعاتى از آنان به من رسيده كه ناخوشايند است ، اما كسى كه دشمنى و مخالفت خود را با اين كار علنى نموده عبد اللَّه بن زبير است . من جز بكمك سواره نظام و مردان جنگى زورم به آنها نمىرسد ، يا اين كه خودت بيا و ببين در اين باره چه تصميمى ميگيرى . و السلام . معاويه نامه هائى به عبد اللَّه بن عباس ، عبد اللَّه بن زبير ، عبد اللَّه بن جعفر ، و حسين بن على - رضى اللَّه عنهم - نوشت و به سعيد بن عاص دستور داد آنها را به ايشان برساند و جوابشان را ارسال دارد . به سعيد بن عاص نوشت : . . . نامه ات رسيد . اطلاع حاصل شد كه مردم نسبت به بيعت بىاعتنائى نشان مىدهند مخصوصا بنى هاشم ، و نيز نظر عبد اللَّه بن زبير را دانستم . به رؤساى آنان نامه هائى نوشته‌ام ، آنها را به ايشان برسان و جوابشان را گرفته برايم بفرست تا بررسى كرده تصميم بگيرم . اراده ات را محكم كن و قدرت نشان بده و نيت خويش را خوب كن و ملايمت و نرمى پيشه ساز و از اينكه شكاف و بلوا بوجود آورى بر حذر باش ، زيرا ملايمت و نرمش از خردمندى و رشد عقل است و ايجاد اختلاف و بلوا از بيمايگى است . مخصوصا خاطر حسين را عزيز بدار و مگذار كار ناخوشايندى از تو نسبت به او سر بزند ، زيرا او خويشاوند است و حق عظيمى به گردن ما دارد كه هيچ مرد و زن مسلمانى منكرش نميشود و او شير دليرى است و مىترسم اگر با او تبادل نظر و بحث كنى در برابرش تاب نياورى . اما آن كه با درندگان راه مىآيد و حيله و تدبير مىنمايد عبد اللَّه بن زبير است ، بنابراين از او به شدت بر حذر باش ، و مگر خدا بدادمان برسد و بما يارى فرمايد . و من هم آمدنى هستم اگر خدا بخواهد . والسلام ( 1 ) .
هامش
( 1 ) الامامة و السياسة 1 / 144 - 146 .