ولى با كار خويش فقط خود را گول و ضرر زده
و با اينكه سابقا معزز و محترم بوده ملعون و مايهء ننگ گشته است
من مىترسم آنچه را تو با كردارت در پى آنى
به تو بدهم ( يعنى كيفر را ) و آنگه خدا آن را كه ستمكارتر است به كيفر رساند و او در جوابش چنين نوشت :
هان ! خدائى كه او را مىپرستم سخنت را شنيد
و او كه خداى خلق است آنكس را كه ستمكارتر است رسوا ساخت
آن كس را كه در برابر خداى بسيار حليم گستاخى مىنمايد
و از هر كس در فرو رفتن به منجلاب گناه و تبهكارى شتابزده تر است
آيا از اين مغرور گشته و خود را گم كرده اى كه به تو گفتهاند : در عين
قدرت بردبارى ؟ ! حال آنكه بردبار نيستى ، بلكه خود را به بردبارى ميزنى
اگر تصميمى را كه دربارهء من دارى عملى سازى
خواهى ديد كه شير ميدان نبرد و پيكارم
و قسم ياد مىكنم اگر بيعتى كه با تو كردهام نبود و اين كه
نمىخواهم آن را زير پا بگذارم جان سالم از دستم به در نمىبردى ( 1 )
بيعت ولايتعهدى يزيد در مدينه
معاويه در سال 50 هجرى به حج رفت و در رجب 56 به عمره . در هر دو سفر در پى بيعتگيرى براى يزيد بود و در اين راه اقدامات و مذاكراتى كرده و گفتگوهائى با اصحاب و شخصيتهاى برجستهء امت داشته است . لكن مورخان روايات و اخبار اين دو سفر را به هم آميختهاند و بطور مشخص و متمايز ذكر نكردهاند .
سفر اول
ابن قتيبه مىنويسد : آوردهاند كه معاويه از ذكر بيعت يزيد خوددارى كرد تا سال 50 هجرى كه به مدينه در آمد . مردم به استقبالش رفتند . چون به اقامتگاهش
هامش
( 1 ) الامامة و السياسة 1 / 147 و 148 .