تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
« چيزى بر زبان مىآورند كه در دل ندارند » . آرى ، حسين و پدرش و برادرش از خويشاوندى پر اهميت و حق عظيمى بر گردن ديگران دارند كه هيچ مرد و زن مسلمانى منكرش نمىشود جز معاويه و دار و دسته و دنباله روانش كه با وجود اين اعتراف سر ناسازگارى با آنان پيش گرفتند و دشمنى نمودند ، و چون دنيا را به كام خويش يافتند آن پيوند خويشاوندى مقدس و پر اهميت را محترم نداشتند . و آن حق عظيم را منكر نگشتند و پيوند خويشاوندى با آن بزرگواران را - اگر بتوان ميان پيشوايان امت و آزاد شدگان فتوحات اسلامى پيوندى به تصور آورد - گسستند و پاس حرمتش را نگاه نداشتند . پيوند قوم و خويشى ميان كسانى كه وحدت اخلاقى و اشتراك در فضائل ندارند محال است وحدت و نزديكى ايجاد كند دوستى و پيوستگى مسلمان ( با پيامبر ص و خاندانش ) سبب خويشاوندى او با ايشان گشت حال آنكه پيوند خويشاوندى نوح و فرزندش از ميان برفت . ( 1 )

نامهء معاويه به حسين بن على ( ع )

. . . به من اطلاع رسيده كه كارهائى كرده اى كه گمان نمىكردم بكنى . وفاى به پيمان بيعت ، از ميان مردم براى كسانى بيش از همه سزاوارتر و واجبتر است كه چون تو اهميت و مقام و افتخارات و منزلتى داشته باشند كه خدايت نائل گردانيده است . بنابر اين رو به ناسازگارى ميار ، و از خدا بترس ، و اين امت را به فتنه و آشوب نينداز ، و به مصلحت خودت و دينت و امت محمد بينديش ، و مگذار كسانى كه ايمان نمىآورند ترا از راه بدر كنند . حسين - رضى الله عنه - در جوابش چنين نوشت : . . . نامه ات رسيد . نوشته اى به تو گزارش رسيده كارهائى كرده‌ام كه گمان نمىكردى بكنم . و تنها خداوند متعال است كه انسان را به كارهاى نيك رهنمون گشته توفيق انجامش را مىدهد . دربارهء اين كه به تو گزارش رسيده دربارهء من ، بايد بگويم كه آنها را سخن چينان جاسوس منش و اختلاف انداز به تو گزارش كرده‌اند و آن گمراهان منحرف و از دين بدر دروغ گفته‌اند . من نه تصميم به جنگ
هامش
( 1 ) از قصيدهء مشهور ابو فراس
الغدير ( فارسي ) — صفحة 66 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)