از او تا رسيده به شامى سومى و چهارمى و هيچيك از حديثدانان اطلاعى از آن نيافته و نقلش نكردهاند چه ارزش و اعتبارى مىتواند داشته باشد ! شاميان را عادت آن بود كه در فضيلت و تمجيد معاويه تا مىتوانند و به هر گونه و وسيله ، حديث بتراشند و روايت جعل كنند . همه بى اساس و دروغ و از اين راه مليونها به جيب بزنند و رضايت خاطر همايونى را جلب نمايند و مراحم و قدردانى مقامات بالاى دستگاه حاكمه را شامل حال خويش سازند ، تا بدينسان توده اى روايت ساختگى و پوشالى فراهم آمد .
متن اين روايت ، ماهيتش را روشن مىسازد و نمىگذارد زحمت بررسى سندش را بر ذهن هموار گردانيم . دعاى پيامبر ( ص ) همانطور كه ابن حجر مىگويد مستجاب است . ما در نتيجهء تحقيق و از طريق استقراء تام كارهاى معاويه دريافتهايم كه در هيچ موردى هدايتگر و هدايت شده نبوده است . شايد خود ابن حجر هم اين ادعاى ما را قبول داشته و جز اين بهانه و توجيهى نداشته باشد كه به هر حال وى مجتهد خطاكارى بوده و در هر خلافكاريش يك اجر و پاداش برده است و بخاطر مجتهد بودنش نمىتوان بر او ايراد گرفت يا نكوهشش كرد كه چرا بر خلاف صواب عمل كرده است . لكن ما باز نموديم كه همهء خطاها و جرائمش در مواردى صورت گرفته كه جاى اجتهاد نيست ، بلكه در تمام آنموارد حكم شرع معلوم و نصى يا نصوصى صريح موجود است . بعلاوه گفتيم و ثابت نموديم كه معاويه چون علم نداشته و به مبادى و قواعد استنباط احكام وارد نبوده و قرآنشناس و سنت شناس نبوده و بيگانه از اجماع و قياس صحيح بوده است نمىتوانسته مجتهد باشد .
اينك مىپرسم : آيا دعاى مستجاب پيامبر ( ص ) براى اين بوده كه معاويه چنين مجتهدى بشود مجتهدى كه در همهء كارها و نظرهايش غلط مىكرده است به طورى كه نشده يك كار يا اظهار رأى صواب بكند ؟ ! مگر براى اين كه آدم چنين وضعى پيدا كند و چنين مجتهدى بشود احتياج به دعاى رسول اكرم ( ص ) دارد ؟ ! آفرين بر اين اجتهاد سراسر غلط ! آفرين بر اين هدايت پر ضلالت !
وانگهى اگر معاويه « هدايتگر » بود چه كسى را در طول حياتش هدايت
الغدير ( فارسي ) — صفحة 267
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٦٧