و در راه وى عدهء بيشمارى را كشت ؟ !
يا عناصر بى سر و پاى شام كه زير هر پرچمى سينه مىزدند و او افسارشان را گرفته به چاه گمراهى در انداخت ؟ !
اين عناصر و اين فجايع ، حاصل آن دعاى مستجاب بوده است ؟ ! به خدا نه .
اگر بجاى اين دعا ، پيامبر ( ص ) - نعوذ باللَّه - چنين دعا كرده بود كه « خدايا ! او را گمراهگر و گمراه شده گردان » غير از آنچه گشته است نمىگشت و جز آنچه كرده است نميكرد .
اگر واقعا پيامبر اكرم ( ص ) چنين دعائى كرده بود و چنين چيزى ذرهاى صحت مىداشت قطعا مردانى چون مولاى متقيان و دو فرزند بزرگوارش امام حسن - مجتبى و امام حسين سيد الشهدا و اصحاب عاليمقامى كه همدم تعليمات اسلامى و پايبند سرسختش بودند امثال ابو ايوب انصارى ، عمار ياسر ، و خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين از آن بىخبر نمىماندند و رسول خدا ( ص ) به آنان سفارش نمىكرد كه با معاويه بجنگند و دار و دستهء معاويه را تجاوزكاران مسلح داخلى و منحرفان بيدادگر نمىخواند
اگر مردم پاكدامن و نيكو سيرت قرون نخستين ذرهاى از هدايت و ديندارى در سراپاى معاويه سراغ مىداشتند و اثرى از آن دعاى مستجاب در او ديده بودند هرگز در نوشتهها و نطقها و گفتگوهاشان او را منافق و گمراه و گمراهگر نمىناميدند و چنين اوصافى برايش نمىآوردند .
علامهء بزرگوار ابن عقيل ، دربارهء اين تمجيد و فضيلت ساختگى سخنى دارد و چه خوش سخنى . در كتاب « النصايح الكافيه » مىگويد : « بفرض كه اين روايت صحيح باشد قرائن و ادله اى وجود دارد كه ثابت مينمايد خدا اين دعاى پيامبر ( ص ) را در حق معاويه اجابت نفرموده است . قرائن و ادلهء نامبرده در حديث صحيحى كه مسلم از قول سعد ثبت كرده وجود دارد آنجا كه گويد : رسول خدا ( ص ) فرمود : از پروردگارم سه چيز را به دعا خواستم كه دو تا را به من عطا فرمود و يكى را نه . از پروردگارم خواستم كه امتم را با قحطى به هلاكت نرساند ، و اجابت فرمود . خواستم امتم را با فرو رفتن در آب به هلاكت نرساند ، و اجابت فرمود . بالاخره ، خواستم كارى كند كه افراد امتم به يكديگر آزار و آسيب نرسانند و زور خويش عليه يكديگر به كار نبرند . و اين را اجابت نفرمود .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 269
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٦٩