در قرآن و سنت وجود داشته باشد يا آنكه نوع يا شخص آن مناط از طريق بحث و استنباط حاصل آيد . ( 1 ) در كارهاى معاويه و آرائش هيچ مناطى كه نصى درباره اش وجود داشته باشد يا استنباطى صحيح و قياسى بدين منوال باشد نمىيابيم . آرى ، قياسهائى جاهلى داشته است و خواسته احكام اسلام را بوسيلهء آن مقياسها و قياسهاى جاهليت به دست آورد . اين چگونه اجتهادى است كه قياسهايش نه اسلامى ، بلكه جاهلى است ؟ !
دانستيد كه اجتهاد صحيح به نظر دانشمندان اسلامى و رجال فقه و اصول چيست و مبانى و منابعش كدام است ، و معاويه از آن بس دور و بيگانه بوده است . اينك بيائيد صفحه اى از صفحات مكرر و متشابه كردار اين مجتهد نافرمان و اجتهادات خارقالعاده اش را از نظر بگذرانيم تبهكارىهاى كسى را كه ابن حزم و ابن تيميه و ابن كثير و ابن حجر و عناصر ديگرى از قماش آنها معتقدند گناهى نداشته و در همهء جناياتش بى تقصير و بى مسؤوليت بوده است ، چون با اجتهاد و استنباط شخصى چنان كرده است و از آنجا كه مجتهدى خطاكار بوده نه تنها گناهى بر او نخواهد بود ، بلكه پاداش هم خواهد برد پاداش اجتهاد و كوشش فقهى خويش را !
اينها نمىگويند اين مجتهد با كدام اجتهاد و استنباط وظيفهء شرعى خويش دانسته كه به مولاى متقيان دشنام دهد و در دعاى دست بر او لعنت فرستند و او و دو امام ديگر - دو نوادهء پيامبر ( ص ) ( 2 ) و مردان پاكدامن و نيكرو امت را با هم نفرين كند و بد گويد و اين كار را نه وظيفهء خود ، بلكه واجب شرعى همهء مسلمانان بداند و به آنان فرمان انجامش را بدهد ؟ !
در استنباط اين بدعت و در اجتهاد حيرت آورش به كدام آيهء قرآن استناد جسته است ، به آيهء تطهير يا به آيهء مباهله يا صدها آيه اى كه در حق على ( ع ) نازل گشته است ؟ ! يا به هزاران حديث شريفى كه از بنيانگزار اسلام در فضائل و تمجيد وى هست ! ؟ يا به اجماع و اتفاقى كه در هنگام بيعت با وى و برقرارى خلافتش و تعيينش
هامش
( 1 ) رك : مطالبى كه تحت عنوان « اجتهاد ، چيست ؟ » آمد .
( 2 ) رك : غدير 2 .