تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
سخت مىكرد و اعتباراتى را كه در مورد مسلمان هست نديده مىگرفت و براى ايشان حق و حرمتى قائل نمىگشت حتى احترام صحابى بودن و مصونيتى را كه داشتند زيرپا مىنهاد ؟ ! در اين كارها متكى به آيات كريمهء قرآن بود يا به سنت نبوى ؟ ! يا به اجماع و اتفاق آراء صاحبنظران امت و فقيهان ، به اتفاق آراء كسانى كه مخالف او و كارهايش و بيزار از آرائش بودند ؟ ! يا به قياسى كه از حجتهاى سه گانهء نامبرده حاصل آمده بود ؟ ! چه اجتهادى به او اجازه مىداد على ( ع ) را متهم به كفر و الحاد و تجاوز كارى و گمراهى و تعدى و پليدى و حسد و ديگر گناهان و رذائل سازد ؟ ! گمان مىكنيد براى اتهامات معاويه و نسبتهاى ناروايش دليلى در لابلاى قرآن مجيد مىتوان يافت يا در ميان احاديث و سنت نبوى ؟ ! يا در اجماعها و اتفاق نظرهاى فقيهان قرون و اعصار ؟ ! با اين كه امت اسلام آگاه است كه همهء آن پليدىها كه معاويه به امام على بن ابيطالب ( ع ) نسبت داده جز با شمشير و منطق و بيان و جهاد حضرتش از ميان نرفته و نابود نگشته است و اگر آئين پاك و والاى اسلام را آئينه اى باشد و مظهرى و مجسمه اى همان على ( ع ) خواهد بود و شخصيت والايش . چه اجتهادى به او اجازه مىداد از كشته شدن امير المؤمنين على ( ع ) و فرزند گراميش امام حسن مجتبى - آن دو امام عاليقدر - خوشحال شود و شادى نمايد و به ديگران بگويد كه قتل على ( ع ) از حسن الطاف و تقديرات خير خواهانهء الهى است ، يا قاتلش آن تبهكارترين و نگونسارترين عنصر پليد را از خدا پرستان بشمارد ؟ ! حال آن كه مىدانيم فقه و دينشناسى و درك صحيحتر قرآن مغاير چنين كار و اظهار نظرى است و سنت پيامبر ( ص ) آن را محكوم مىسازد و اجماع و موازين شرعى و استنباطات فقهى به تمامى با آن منافات دارد ، و تنها چيزى كه تأييدش مىنمايد قياسهاى جاهليت است و بس . اين چه اجتهادى است كه پايمال كردن مقدسات و هتك حرمت مكه و مدينه را جايز مىگرداند و اجازه مىدهد به او كه مردم مدينه را به جرم دوستى على ( ع ) بباد حمله و قتل و غارت بگيرد يا نذر كند كه زنان قبيلهء ربيعه را بخاطر اين مردانشان به امير المؤمنين على ( ع ) عشق مىورزند و پيرو حضرتش هستند به قتل رساند ؟ !