دستم كه دوست داشتنى است اگر چپش از همدوشى راستش
محروم گردد زندگانيم بى خير و تباه خواهد گشت
معاويه پرسيدش كه با تو چه كنم حال آنكه دست رفقايت را بريدهام ؟ مادر آن دزد گفت : اى امير المؤمنين ! اين كار هم جزو ديگر گناهانت كه از آنها توبه مىكنى . در نتيجه ، معاويه آن دزد را رها كرد . و اين اولين بارى بود در تاريخ اسلام كه از اجراى قانون جزاى اسلامى صرفنظر مىشد » . ( 1 )
اين دزد چه خصوصيتى داشت و چه فرقى با آن ديگران كه معاويه او را از قانون كلى و عمومى و قطعى كيفرى اسلام مستثنى و معاف ساخت از حكم قرآن كه مىگويد : « دست مرد و زن دزد را قطع كنيد » ؟ ! دلش به حال مادر آن دزد سوخت و دلسوزى مانع از اجراى يكى از حدود و مقررات الهى گشت با اين كه قرآن مجيد مىفرمايد : « هر كه پا از حدود و مقررات الهى بيرون نهد بر خويشتن ستم كرده باشد » ( 2 ) ، و مىفرمايد : « اينها حدود و مقررات الهى است بنابر اين از آنها تجاوز ننمائيد ، آنان كه از حدود و مقررات الهى تجاوز نمايند ايشان همان ستمگرانند » ( 3 ) و « هر كس فرمان خدا و پيامبرش را نبرد و از حدود و مقرراتش تجاوز نمايد او را به آتش در خواهد آورد و در آن جاودانه خواهد بود » ؟ !
يا معاويه مىپنداشت اگر يكى از قوانين الهى را تعطيل نمايد و از حدود آن تخطى كند فرداى قيامت در پناه كسى يا چيزى از كيفر الهى در امان خواهد بود ؟ ! و مگر هر كس به صرف اين كه قصد توبه از گناهى را داشته باشد حق دارد مرتكب آن گناه شود ؟ ! اين چيز شگفتانگيزى است ! تازه چه كسى به او اطمينان داده كه موفق به توبه خواهد شد و مانعى براى توبه اش وجود نخواهد داشت و گناهى كه اين توفيق را از وى سلب نمايد مرتكب نخواهد گشت يا گناهان كبيره اى كه ايمانش را از او بگيرد يا همين بى اعتنائى و تحقيرى كه نسبت به شريعت و
هامش
( 1 ) الاحكام السلطانية 219 + تاريخ ابن كثير 8 / 136 + محاضرهء سكتوارى 164 .
( 2 ) طلاق 1 .
( 3 ) بقره 229 .