بىنصيب . آن را ببينيد كه سورهء بقره را طى دوازده سال تمام توانسته حفظ كند و چون پس از صرف چنين زمانى دراز از عهدهء حفظش بر آمده قربانىها كرده و سپاسها برده بر آن نعمت ، و حال چقدر رنج و زحمت بر تن و جان هموار كرده تا به حفظ سوره اى قادر آمده خدا ميداند ، و اين در نظر آن جماعت به لحاظ علم و فضيلت شخصيت شمارهء دومى امت است ! و همو پايهء دانش و قرآندانيش چنان بوده كه نمىدانسته در قرآن نوشته است كه پيامبر ( ص ) در خواهد گذشت ، و به همين جهت وقتى به او خبر دادهاند كه خدا مىفرمايد : « تو مرده خواهى بود و آنان مرده » شمشير از دست بيفكنده و شعلهء خشمش فرو كشيده و يقين كرد كه پيامبر ( ص ) در گذشته و مرده است ، گوئى تا آن لحظه آن آيهء شريفه به گوشش نخورده است ، و اگر موارد علمش را به قرآن و آيات و مطالبش بسنجى بشگفت مىآئى كه چه كم اطلاعى بوده و فهمش چه ناقص ، و حيران مىمانى كه چرا از آموختن اصول اسلام و درس قرآن باز مانده و بچه كارى پرداخته كه چنين غافل و بىبهره گشته است . اگر حقائقى را كه در جلد ششم « غدير » در اين باره نوشتيم از نظر بگذرانيد به سختى تكان خواهيد خورد و به حيرت در خواهيد افتاد . كسى كه آن جماعت شخصيت اول امت مىشمارند وضعى بهتر از دومى ندارد و بىاطلاعيش از زير و بم معانى قرآن به حدى است كه مردم عادى و عامى اوائل بعثت داشتهاند نه برتر و بهتر از آن ، و در جلد هفتم « غدير » شواهدى بر اين معنا به قدر كافى خواهيد يافت . نيازى نيست كه براى درك اندازهء بهرهء پيشاهنگان اسلام از علوم و معارف قرآنى يا سنت زحمتى به خود بدهيد ، بلكه به آسانى به ناچيزى مقدارش پى خواهيد برد . وقتى آن پيشاهنگان و كسانى كه از روزها و ماههاى اول بعثت ايمان آورده و جا در مكتب پيامبر ( ص ) گرفتهاند چنين وضعى داشته باشند حال معاويه كه در روزهاى آخر حيات پيامبر ( ص ) اظهار مسلمانى نموده معلوم است ، معاويه اى كه خانه و خانواده اش پر از تقاليد و افكار شركآميز جاهلى بوده است و سابقهء تجاوزگرى و بيراهى درازى داشته و محو عادات جاهلى بوده و پرچم فحشاء و زشتكارى بر بام خانهء اجداديش زده بوده است و خود عناصرى بودهاند كه گوش از نداى وحى الهى بر مىبسته و خرد از دركش بازمىداشته و دل به روى پرتو
الغدير ( فارسي ) — صفحة 231
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٣١