كرد و روايات موثوقان را از غير موثوقان جدا ساخت . تازه ، دورهء عمر چه خصوصيتى دارد و چه ربطى به رد و قبول روايات ؟ ! مگر حقائق و دقائق روايتشناسى و علم حديث در آندوره كاملا مكشوف و حاصل گشته است ؟ ! چه كسى از عهدهء اين مهم برآمده است ؟ ! يا مگر در آن دوره جز دست امانت به احاديث نرسيده و امكان دروغسازى و روايت پردازى نبوده است و هرچه نقل و نشر گشته درست بوده و حقيقت محض ؟ ! اگر چنين است آن حرفهاى پوچ را كى و در چه زمانى به نام حديث جا زدهاند و بدعتها از كى پديد آمده و سنت و احكام چه وقت دگرگون گشته است ؟ ! ( 1 )
همين حرفى كه معاويه در حق سنت پيامبر ( ص ) زده كافى است بى اعتنائى و تحقيرش را نسبت به آن برساند . و همو كسى است كه راوى حديث و مبلغش را تحقير و اهانت مىكرده و گاه در جواب نقل و تذكر حديث حركت زننده و لجن بارى مىكرده است ( 2 ) و با لحن خشونتبار و مستهجنى به مبلغان حديث دشنام مىداده و منعشان مىكرده است . ( 3 ) كسى كه چنين رفتار و وضعى با حديث پيامبر ( ص ) و محدثان و رواياتش داشته باشند فكر مىكنيد چقدر از آن آموخته باشد ؟ ! يا مگر باور كردنى است كه چنين موجودى براى حديث اعتبار و ارزشى قائل باشد و در رفتار و سياست و كشور دارى و اظهار نظر به آن استناد نمايد و از آن استنباط كند و رأى اجتهادى بر اساسش پيدا كند ؟ ! چنين كسى نه تنها استناد و استنباط از حديث نخواهد كرد ، بلكه در عمل خويش متكى به آن نخواهد گشت ، و تاريخ نشان مىدهد كه در كارهايش همينگونه بوده است .
علاوه بر اين كه جز مدتى كوتاه در اظهار مسلمانى بسر نبرده و فرصتى و استعدادى براى حديث آموختن نداشته در تمام دورهء عمرش سرگرم منشيگرى و استاندارى و سلطنت بوده و جز به سياست و اداره و جنگ و دعوا نپرداخته است . با اين وصف كجا مىتوانسته سنت بياموزد و در حديث دانشمند گردد ؟ !
هامش
( 1 ) رك : غدير 6 .
( 2 ) نوشتنش شرم آور است !
( 3 ) مطالب همين جلد را نگاه كنيد .