رخشانش بر مىبستهاند .
آرى ، قرآن شناسان نامى دورهء اصحاب معلومند آنان كه مراجع امت بودند و خلق براى آموختن مشكلات قرآن و تفسير آياتش به ايشان مراجعه مىكردند مانند عبد اللَّه بن مسعود ، عبد اللَّه بن عباس ، ابى بن كعب ، و زيد بن ثابت ، و بالاتر از همه مولاى ما على بن ابيطالب ( ع ) كه همپاى قرآن است و داناى رازهايش و رموزش و حلال مشكلاتش ، و هم وى قادر به درك و تفسير مسائل بغرنج و اظهار نظر قاطع و جوابگوى آنها است . و امت همداستانند بر اين كه وى خود فرموده : پيش از آن كه از من نپرسيد از من بپرسيد . و نمىشود از آيه اى از قرآن يا سنت پيامبر خدا ( ص ) از من بپرسيد و پاسختان نگويم . » ( 1 )
سنت دانى معاويه
معاويه اى كه سنت پيامبر ( ص ) را قدر نمىنهد چه نصيبى ممكن است از سنتدانى داشته باشد ؟ ! احمد حنبل در مسندش مىنويسد : « عبد اللَّه بن عامر مىگويد :
خودم شنيدم كه معاويه حديث مىخواند و مىگفت : بر حذر باشيد از احاديث پيامبر خدا ( ص ) مگر آن حديثها كه در دورهء عمر بود . » ( 2 ) اين تهديد و بر حذر داشتن از احاديثى كه بعد از دورهء عمر نقل و روايت گشته چه معنى دارد ؟ ! مگر پس از آن دوره جعل حديث شايع و بسيار شده ؟ ! يا اصحاب مورد اعتماد و موثقى كه در دورهء عمر و پيش از آن وجود داشتند پس از آن امانت و اطمينان را از دست دادند و غير موثق گشتند ؟ ! پندارى - نعوذ باللَّه - پس از آن جاعل حديث و دروغساز گشتهاند . و اين حرف مستلزم آن است كه بسيارى از احاديث كه مدرك احكامند و پس از آن دوره روايت و نشر شدهاند عيبناك شمرده شود . مگر رواياتى كه معلوم نيست در چه تاريخ و دوره اى نقل و بيان گشتهاند - در دورهء عمر يا پس از آن - بى اعتبار است و راويانش قابل اعتماد و موثق نيستند ؟ ! اساسا مشخص نمىكنند كه راويان ، حديث را در چه زمان و دوره اى نقل و روايت كردهاند تا بتوان از روى آن روايات را به دو دسته تقسيم
هامش
( 1 ) رك : غدير 6 .
( 2 ) . 4 / 99 .