شام هر كه را دوست مىدارند . ( 1 )
شريح بن هانى به اشعرى مىگويد :
مردم عراق اگر معاويه برايشان حاكم شود زنده نخواهند ماند ، اما مردم شام اگر على حاكمشان شود برايشان خطرى نخواهد بود . بنابراين دربارهء آن مسأله با توجه دقيق به اين حقيقت بينديش و نظر بده . تو سابقا در حوادث كوفه و جنگ جمل مردم را ( از پيوستن به على ع ) باز مىداشتى ، و اگر اينك كارى شبيه آن از تو سر زند آن گمان كه به تو مىرفت به يقين خواهد پيوست و اميدى كه به تو مىرفت مبدل به يأس خواهد گشت .
آنگاه اين ابيات را سرود :
ابو موسى ! بدترين دشمن را در برابرت نهاده اند
فدايت شوم عراق را ضايع مساز
حق اهل شام را بده و حق را از ايشان بستان
، زيرا امروز هر چند آهسته روان باشد چون ديروز خواهد گشت
و فردائى خواهد آمد با حوادثش
روزگار چنين است و با نيكبختى و بدبختى قرين
مبادا عمرو ترا بفريبد كه عمرو
هميشه دشمن خدا است
و حيله هائى به كار مىبندد كه عقل را حيران مىگرداند
حيله هائى كه در لفافهء ظاهرى آراسته پيچيده است
معاويه را چون مقتدا و پيرى كه سرفراز است مگردان
و چنين اعتبارى به او مده و شمارش چنان ( 2 )
از طرف ديگر ، معاويه اينطور عمرو عاص را راهنمائى و براى مذاكرات
هامش
( 1 ) الامامة و السياسة 1 / 99 و در چاپى 112 + نهاية الأرب 7 / 239 + شرح ابن ابى الحديد 1 / 196 .
( 2 ) الامامة و السياسة 1 / 99 و در چاپى 113 + كتاب صفين 614 و 615 + شرح ابن ابى الحديد 1 / 195 .