تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
شام هر كه را دوست مىدارند . ( 1 ) شريح بن هانى به اشعرى مىگويد : مردم عراق اگر معاويه برايشان حاكم شود زنده نخواهند ماند ، اما مردم شام اگر على حاكمشان شود برايشان خطرى نخواهد بود . بنابراين دربارهء آن مسأله با توجه دقيق به اين حقيقت بينديش و نظر بده . تو سابقا در حوادث كوفه و جنگ جمل مردم را ( از پيوستن به على ع ) باز مىداشتى ، و اگر اينك كارى شبيه آن از تو سر زند آن گمان كه به تو مىرفت به يقين خواهد پيوست و اميدى كه به تو مىرفت مبدل به يأس خواهد گشت . آنگاه اين ابيات را سرود : ابو موسى ! بدترين دشمن را در برابرت نهاده اند فدايت شوم عراق را ضايع مساز حق اهل شام را بده و حق را از ايشان بستان ، زيرا امروز هر چند آهسته روان باشد چون ديروز خواهد گشت و فردائى خواهد آمد با حوادثش روزگار چنين است و با نيكبختى و بدبختى قرين مبادا عمرو ترا بفريبد كه عمرو هميشه دشمن خدا است و حيله هائى به كار مىبندد كه عقل را حيران مىگرداند حيله هائى كه در لفافهء ظاهرى آراسته پيچيده است معاويه را چون مقتدا و پيرى كه سرفراز است مگردان و چنين اعتبارى به او مده و شمارش چنان ( 2 ) از طرف ديگر ، معاويه اينطور عمرو عاص را راهنمائى و براى مذاكرات
هامش
( 1 ) الامامة و السياسة 1 / 99 و در چاپى 112 + نهاية الأرب 7 / 239 + شرح ابن ابى الحديد 1 / 196 . ( 2 ) الامامة و السياسة 1 / 99 و در چاپى 113 + كتاب صفين 614 و 615 + شرح ابن ابى الحديد 1 / 195 .