حكميت ، به چه منظور ؟
آخرين تشبثى كه براى رساندن معاويه به كرسى خلافت صورت گرفت با تدبير خائنانهء عمرو عاص بود و به صورت حكميت ، و اولين تشبث و نخستين وسيله عبارت بود از بالا بردن شعار خونخواهى عثمان . در حالى كه امير المؤمنين ( ع ) از ابتداى كار و آغاز اختلاف با پسر هندهء جگر خوار و سپس در آستانهء جنگ صفين همواره پيشنهاد مىكرد براى حل اختلاف به آيات محكم و نصوص قرآن مراجعه شود ( 1 ) و معاويه و عمرو عاص نمىپذيرفتند در آخر كار و هنگامى كه ميرفت كار جنگ يكسره شود براى نجات خود و ايجاد شكاف در جبههء حق و گول زدن مردم پيشنهاد مراجعه به قرآن را مطرح ساختند نه براى حل شدن اختلاف در پرتو تعاليم و احكامش ، بلكه بفريب و به خيانت . و بر اثر آن ، حيله پردازى عمرو عاص و حماقت و خريت ابو موسى اشعرى وضع را آشفته تر كرد و آشوب داخلى را ريشه دارتر .
در پايان اين به اصطلاح حكميت و مراجعه به قرآن ، ابو موسى اشعرى به عمرو عاص گفت : خدا ترا موفق نگرداند كه خيانت و حيله بكارى زدى ، و تو سگ را مىمانى كه چه به او حمله كنى و چه نكنى پارس مىكند ( 2 ) . و عمرو عاص به او جواب داد :
و تو خر را مىمانى كه كتاب مقدس بار داشته باشد ! ( 3 )
بدينسان ، حقيقت و حكم خدا در مورد آن اختلاف داخلى در گفتگو و كارى
هامش
( 1 ) رك : همين جلد .
( 2 ) يا به عبارتى كه ابن قتيبه آورده است : بر تو لعنت خدا است . تو سگى بيش نيستى . يا به عبارت ابن عبدربه : خدا ترا لعنت كند . تو سگ را مىمانى .
( 3 ) الامامة و السياسة 1 / 115 + كتاب صفين 628 + عقد الفريد 2 / 291 + تاريخ طبرى 6 / 40 + مروج الذهب 2 / 22 + كامل ابن اثير 3 / 144 + شرح ابن ابى الحديد 1 / 198