و حوارى او و با جناقش ( 1 ) ، و داماد ابو بكر ، و سوار جنگى اسلام ، و كسى كه در مكه به هنگام بانگ زدن شيطان جانبازى كرده است . بر انگيخته گشته اى و قيام كرده اى چون اژدهائى از جا بدر جسته با شمشير آخته كه مىپيچد و پيش مىتازد و اين همه جنبش را به قدرت ايمان و صدق يقين مىكند . و پيامبر خدا ( ص ) پيشتر به تو مژدهء بهشت داده است و عمر ترا يكى از كسانى كه تعيين خليفه براى امت مىكنند قرار داده است . بدان اى ابا عبد اللَّه ! كه ملت به علت نبودن زمامدار چون رمه اى پراكنده گشته است . بنابراين براى جلوگيرى از خونريزى و گردآورى و وحدت ملى و آشتى اختلاف داران با شتاب اقدام كن و پيش از آنكه كار سخت شود و امت بيشتر دچار پراكندگى گردد ، زيرا مردم به لبهء پرتگاه نابودى رسيدهاند و اگر پدر مهربانى نيابند مضمحل خواهند گشت . براى گرد آوردن ملت و متحد كردنش جديت و سرعت بخرج بده و راه به سوى خدا ببر . من در اينجا كار را براى تو و رفيقت درست و روبراه كردهام و بدين ترتيب كه حكومت متعلق به آن يك از شما دو نفر باشد كه آن ديگرى وى را مقدم بدارد و آن ديگرى جانشين وى باشد . خدا ترا امام ديندار و دين قرار دهد و جويندهء خير و تقوى . و السلام .
از پسر هندهء جگرخوار بايد پرسيد : امت كجا چون رمهء بى چوپان و پراكنده گشته و كى چنين شده است و چرا و چگونه شده است ؟ ! حال آنكه رهبرى چون على بن ابيطالب ( ع ) دارد كه با بصيرت و كاردانيش مصالح عمومى را به دقت مىبيند و رعايت مىنمايد و راه بر هر ناروائى و خطر و انحراف مىبندد و دست هر تبهكار بدخواهى را كه بسوى امت دراز گردد مىشكند و مىبرد ، رهبر و امامى كه برادر پيامبر خدا است و خودش ، و يگانه امامى كه نصى بر امامت و خلافتش هست و ملت يكپارچه با او بيعت كرده است و متحد است اگر معاويهء تفرقه انداز بگذارد و امنيت و نظام عمومى را بر هم نزد و با دسيسه اختلاف نيندازد و مردم را بهم نريزد و بجان هم نيندازد . معاويه اى كه بقول مولاى متقيان مثل شيطان از برابر انسان و پشت سرش و از چپ و راستش در مىآيد و وسوسه مىانگيزد و خدا سابقهء درخشان
هامش
( 1 ) « اسماء » يكى از دختران ابو بكر همسر زبير بود و عائشه دختر ديگر وى همسر پيامبر خدا ، بنابراين پيامبر ( ص ) و زبير باجناق بودند .