تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦

تصميم معاويه مزمن بوده است !

نظر معاويه دربارهء خلافت امام على بن ابيطالب ( ع ) تازگى نداشته بلكه ريشه دار و مزمن بوده است . با حضرتش از ديرگاه دشمنى داشته و از همانوقت كه اسلام ميان او و امام جدائى افكنده است . تضاد آن دو تضاد كفر و اسلام بوده است . از آن وقت كينهء امام على ( ع ) را به دل گرفته و پرورده كه در يك روز و يك نبرد برادرش و پدر بزرگش و دائىاش با شمشير وى به خاك هلاك افتاده‌اند و ستارهء افتخاراتش در آسمان اسلام و در تاريخ بشريت دمادم اوج و درخشش گرفته و هرچه تابناكتر گشته است . به محض كشته شدن عثمان و حتى پيش از اين كه مهاجران و انصار و مردم مدينه با امام ( ع ) بيعت كنند بناى كار شكنى و توطئه و تحريك را گذاشته تا مردم را بجان هم بيندازد و مراكز قدرت جديد ايجاد كرده اساس حكومت امير المؤمنين را بلرزاند و نيروى مجاهدان را به اصطكاك و فرسايش در اندازد . بدست يكى از قبيلهء بنى عميس نامه اى براى زبير بن عوام فرستاد به اين مضمون : بسم اللَّه الرحمن الرحيم به بندهء خدا زبير امير المؤمنين از معاوية بن ابى سفيان سلام بر تو . پس از . . . من براى تو از مردم شام بيعت گرفتم و موافقت نموده سر فرود آوردند . كوفه و بصره نزديك تو است ، نگذار پسر ابو طالب پيش از تو به آن دست يابد ، و اگر اين دو شهر به فرمان تو در آمد چيزى ديگر باقى نمىماند . من با طلحة بن عبيد اللَّه به عنوان جانشين تو بيعت كردم بنابراين به خونخواهى عثمان برخيز و مردم را به خونخواهى او دعوت كنيد ، و بايد شما دو