تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
نفر جديت و تلاش بسيار بخرج دهيد . خدا شما دو نفر را پيروز گرداند و دشمنتان را خوار سازد . زبير از اين نامه بسيار شاد گشت و به طلحه خبر داد ، و هيچ شك نكردند كه معاويه از سر خيرخواهى آنان چنين نوشته يا نه . و بر اثر آن تصميم به مخالفت و سركشى در برابر على ( ع ) گرفتند ( 1 ) . ديندارى و خداترسى اين مردك را ببينيد كه به گمان واهى اين كه از عناصر فرومايهء شام براى زبير بيعت گرفته او را امير المؤمنين مىخواند و به مقام خلافت مىشناسد و در همانحال حاضر نمىشود على بن ابيطالب ( ع ) را كه امير المؤمنين حقيقى است خليفه و امير المؤمنين خطاب كند كسى را كه مهاجران و انصار و پيشاپيش آنان خود زبير و طلحة بن عبيد اللَّه - كه معاويه براى ولايتعهدى پسنديده - با وى بيعت خلافت بسته‌اند ! و با اين خطاب ، آن دو را مىفريبد و به نقض بيعت و دست زدن به نافرمانى و تجاوز مسلحانهء داخلى بر مىانگيزد و به آن سرنوشت زيانبار ! ملاحظه مىكنيد كه خونخواهى عثمان نردبان وصول به حكومت و مقام سياسى شده است و معاويه اين نردبان را نخست به طلحه و زبير نشان داده و توصيه كرده است و شياطين هميشه چنين توصيه هائى به دوستداران و پيروانشان مىكنند . همچنين توجه داريد كه براى دشمنان على ( ع ) دعا مىكند كه پيروز شوند و او را نفرين مىكند كه خوار و ذليل گردد حال آنكه پيامبر عاليقدرمان در حديث صحيح و مورد اتفاقى ميفرمايد : « خدايا ! هر كه را دوستش مىدارد دوست بدار و هر كه را دشمن ميداردش دشمن بدار ، و هر كه را ياريش مىكند يارى كن ، و هر كه خوار مىخواهدش خوار گردان » . در نامهء ديگرى به زبير مىنويسد : پس از . . . تو زبير بن عوامى ، پسر ابو خديجه ( 2 ) ، پسر عمهء ( 3 ) پيامبر خدا ( ص )
هامش
( 1 ) شرح ابن ابى الحديد 1 / 77 . ( 2 ) خويلد پدر خديجه - همسر پيامبر ( ص ) + پدر بزرگ زبير بن عوام است يعنى زبير بن عوام بن خويلد . ( 3 ) مادر زبير ، صفيه دختر عبد المطلب ، عمهء پيامبر بوده است .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 197 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)