تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
به راه راست رسيده‌ايد و به خوشبختى خويش دست يافته‌ايد ، و در صورتى كه نپذيرفته و بر تفرقه جوئى و بر همزدن قدرت اين امت پاى فشرديد فقط از خدا بيشتر دور خواهيد گشت و خدا بر شما بيشتر خشم خواهد گرفت . و السلام ( 1 ) . خوانندهء گرامى در پرتو نامه هائى كه ميان امام و پيشواى عاليقدر مؤمنان و معاويهء زشتكار مبادله شده قطعا ملاحظه كرده است كه معاويه از تمام حرفهائى كه مىزند از استناد به قتل عثمان و متهم كردن اين و آن به دست داشتن در خون او و پناه دادن قاتلانش تا برسد به خونخواهى او و ديگر چيزها منظورى ندارد جز بر همزدن نظم عمومى جامعه و سست كردن خلافت حقهء امير المؤمنين ( ع ) تا زمينهء حكومت خودش فراهم آيد ، هدفى كه در راهش هر چه توانسته تلاش نموده و به هر جنايت و خيانتى دست آلوده است از رشوه دادن تا تهديد و قتل و غارت و تهمت و بهتان . بيعت مهاجران و انصار را بىارزش و خوار مىشمارد و آنان را كه متفقا با امام ( ع ) هستند مشتى خطا كار و بى مقدار قلمداد مىنمايد و مىگويد از اسلام و حق جدا گشته و به گمراهى درافتاده‌اند و قدر و مقام شامىها افزونتر از قدر و بهاى مهاجران و انصار و همهء مردم مدينه است و بيش از همهء اصحاب عادل و نيكرو پيامبر ( ص ) كه مقيم مدينه‌اند ! حال آنكه اين اسير آزاد شده اى كه پدرش كسى جز يك اسير آزاد شده نبوده است حق دخالت در كار اسلام را ندارد و حق و صلاحيت چون و چرا در خلافت را كه اهالى مدينه - آن مهاجران و انصار پر افتخار و اصحاب عادل و نيكرو - پايه گزارى كرده و استوار ساخته‌اند . كى به او اجازهء اين مداخلات و فضولىها را داده است ! او و عناصر بىسر و پاى شام چه وقت حق و صلاحيت چون و چرا در تصميم صاحبنظران جامعه - و اهل حل و عقد امور عمومى مسلمانان - را داشته‌اند !
هامش
( 1 ) رك : الامامة و السياسة 1 / 20 ، 71 ، 72 ، 77 ، 78 كتاب صفين 34 ، 38 ، 58 ، 59 ، 62 - 65 + كامل المبرد 1 / 155 ، 157 + عقد الفريد 2 / 233 و در چاپى ديگر 284 + نهج البلاغه 2 / 7 ، 8 ، 30 ، 35 ، 98 + شرح ابن ابى الحديد 1 / 77 ، 136 ، 248 ، 252 و 3 / 300 ، 302 + صبح الاعشى 1 / 229 + نهاية الارب 7 / 233 + بعضى از اين نامه‌ها به طور كامل در همين جلد نوشته شد .