شام برقرار نمايم ، اگر امروز اهل چنين كارى باشم ديروز اين كار را مىكردم .
اين كه نوشته اى عمر ترا به استاندارى شام منصوب كرده است ، وى كسى را كه حاكم قبلىاش به استاندارى گماشته بود بر كنار ساخت ( 1 ) و عثمان كسى را كه عمر به استاندارى گماشته بود بر كنار ساخت ( 2 ) و اساسا زمامدار را براى اين بر مردم مىگمارند كه ببيند مصلحت امت در چيست و آيا در عمل حاكم قبلى رعايت گشته يا از او پوشيده مانده و كارى عيبناك كرده است . و پس از صدور هر فرمانى ( در عزل و نصب يا كار ديگر حكومتى ) ممكن است فرمان جديدى صادر شود و هر زمامدارى نظر و اجتهاد خاصى دارد . ( 3 )
معاويه در اثناى نبردهاى صفين و دو يا سه روز پيش از « ليلة الهرير » دوباره نامه اى به امير المؤمنين ( ع ) نوشت و در آن تقاضا كرد او را در استاندارى شام ابقا نمايد ، و اين كار را بر اثر آن كرد كه على ( ع ) فرمود : چون سپيده بر آيد آنان را به توفان حمله خواهم گرفت . و مردم سخنش را منتشر ساختند و شاميان هراسيدند ، و معاويه گفت : فكر كردم دوباره باب مذاكره را با على بگشايم و از او بخواهم مرا در مقام استاندارى شام ابقا نمايد ، و قبلا اين را به او نوشته بودم ، ولى جوابى نداد ( 4 ) و حال دوباره برايش مىنويسم تا او را به ترديد اندازم و به رحم آورم .
آنگاه چنين نوشت :
پس از سپاس و ستايش پروردگار ، هر گاه تو مىدانستى و ما مىدانستيم جنگ چنين بر سر ما و شما مىآورد به جنگ يكديگر بر نمىخاستيم . اگر آن وقت عقلمان را از دست داده بوديم آنقدر برايمان باقى است كه اينك بر گذشته
هامش
( 1 ) منظور خالد بن وليد است كه ابو بكر به استاندارى گماشت و عمر عزلش كرد .
( 2 ) عثمان استانداران عمر همگى به استثناى معاويه را بر كنار كرد .
( 3 ) نهج البلاغه 2 / 44 شرح ابن ابى الحديد 4 / 57 .
( 4 ) دروغ مىگويد ، چون امام ( ع ) چنان كه ديديم به او جواب داده است ، لكن معاويه مىخواهد جواب امام ( ع ) را از دوروبرىها و سپاهش پوشيده نگهدارد مبادا بعضى از آنان بشنيدن جواب امام ( ع ) هدايت شده سپاه شام را ترك گفته به جبههء حق بپيوندند .