تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
نامه اى كه تو پسر ابو سفيان به على نوشته اى به طمع دريافت حكومت شام باعث نابودى تو خواهد شد در آن نامه از على چيزى را خواسته اى كه به تو نمىدهد و اگر بدهد جز چند روزى در چنگت باقى نمىماند و بعد چيزى به تو نشان خواهد داد كه نابودت سازد بنابراين دل به آرزوهاى دور و دراز مبند آيا چون على را مىخواهى با حيله بفريبى حال آنكه تجربه‌هاى گذشته كافى بوده است ؟ ! همچنين اين ابيات را برايش فرستاد : معاويه ! كشور ( شام ) در چنگال تو است و امروز تو صاحب آنچه در چنگ تو است هستى نامه اى از على به تو رسيده كه در آن وضع را با قاطعيت روشن كرده بنابراين يا راه آشتى با او را پيش گير يا با او بجنگ و به دوستى فريبدهندگان اميد مبر و نه حالا از كسى كه از او بيمناكى ايمن باش اگر با او مىجنگى مثل آزاده اى آزاد زاده بجنگ و گرنه آشتى كن ، و او را بر مخروشان زيرا على - تا آدمى مزهء آب را مىچشد و در مىيابد و مصلحت خويش را - هرگز فريب نخواهد خورد در حالى كه جنگ آورده و تو در پى چيزى هستى كه از هيچ راهى نتوانسته اى به دست آورى دست از كشور ( شام ) بر مدار اگر خواستى نامه اش را جواب بدهى بر نويسنده و نگارنده اش دشنام بنويس و اگر تو جدا و واقعا تصميم به جنگ دارى و مىخواهى نامه اش را جواب بدهى
الغدير ( فارسي ) — صفحة 181 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)