تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
ميانشان رجال برجسته و اركان فقه آن جماعت وجود دارند - ثبت كرديم و تاريخ گوياى آن است به صحت نپيوسته و درست نباشد به هيچوجه و نه حتى ذره‌اى . و امام وقت حق نداشته باشد آنطور كه عثمان از كيفر عبيد اللَّه بن عمر - كه هرمزان و جفينة دختر ابو لؤلؤة را بى هيچ جرمى كشته بود - در گذشت در گذرد . و معاويه پا از يارى عثمان بدامن در نپيچيده و در پى فرصت كشته شدنش نبوده باشد و تنى چند از برجسته ترين اصحاب شهادت نداده باشند كه ريخته شدن خون عثمان به گردن معاويه است و قصاص خونش را از كسى جزوى نبايد گرفت . و عثمان باز مانده اى جز معاويه نداشته است كه عهده دار خونخواهى او شود . و على بوده كه عثمان را كشته يا كشندگانش را پناه داده است . و معاويه دور و بى خبر از آن حادثه نبوده ، بلكه شاهد و ناظر قتل عثمان بوده و قاتل او را شناخته و دانسته چه كسانى از كشتنش پاكدامن بوده‌اند و ادعاى معاويه تهمت و بهتان و حرف بى پايه نبوده و نه بر مبناى شهادت دروغ و ساختگى . و اقامهء دعواى خونخواهى عثمان وضعى استثنائى داشته و غير از ساير دعاوى حقوقى و جزائى بوده و برعكس آنها نزد امام وقت مطرح نمىشده است و عمليات مسلحانه و لشكركشى معاويه نه براى رياستجوئى و دستاندازى به مقام شامخ خلافت بلكه براى دستگيرى و كيفر كشندگان عثمان بوده است و هرگز نمىخواسته از رهگذر جنگش به خلافت رسد چون مىدانسته كه آزاد شده اى است فرزند آزاد شده اى ، و نه از مجاهدان بدر است و نه سابقهء درخشانى در اسلام دارد و نه حائز شرايط خلافت است و نه در انتخابات عمومى پيروز گشته و نه اجماعى براى خلافتش صورت گرفته و نه كسى او را برگزيده است . آرى ، گرفتيم وقايع تاريخى چنين اتفاق افتاده و حقائق بدين گونه باشد اى ابن حجر ! و گرفتيم كه چشم از همهء حقائق و وقايع ثابتى كه بر خلاف نوشتهء تو است ( 1 ) پوشيدى ، مگر اين را هم مىتوانى انكار كرد كه مخالفت و دشمنى معاويه
هامش
( 1 ) رك : غدير 9 .