« دربارهء اين كه گفتى : قاتلان عثمان را به من تسليم كن . ترا چه به آن ! پسران عثمان موجودند و آنان ذيحقتر از توبه اين كارند . ( 1 ) اگر فكر مىكنى تو براى خونخواهى عثمان قوىتر از آنهائى بايد به بيعتى كه ترا متعهد ساخته سر فرود آورى ( 2 ) [ زيرا بيعتى عمومى است و شامل تو مىشود و قابل تجديد نظر نيست ] و بعدا از من عليه آنان دادخواهى نمايى » . ( 3 )
در نامهء ديگرى مىفرمايد : « دربارهء كشندگان عثمان زياد حرف زده اى . اگر نظرت را تغيير داده دست از سركشى بردارى و تصميم عمومى مسلمانان را بپذيرى و بعد نزد من عليه آنها اقامهء دعوا و دادخواهى نمائى اختلاف تو و آنان را بر اساس قرآن حل و فصل خواهم كرد . اما آنچه را تو ميخواهى فريبى بچه گانه است . بجان خودم اى معاويه اگر نه از روى هواى نفس ، بلكه خردمندانه بينديشى خواهى دريافت كه من از همه كس منزه تر از خون عثمانم ، و خواهى دانست كه من از او بر كنار و بدور بودم . اما اگر بخواهى ناجوانمردانه تهمت بزنى آن كار ديگريست » . ( 4 )
8 - طلحه و زبير پيش از معاويه از پى همين منظور بر آمدند و همسر پيامبر ( ص ) را از پرده بيرون آوردند ، و امام ( ع ) پس از اتمام حجت با آنان جنگيد و به آنان نوشت : « شما ادعا كردهايد من عثمان را كشتهام . ميان من و شما آن مدنيانى داور باشند كه نه به من پيوستهاند و نه بشما ، تا بر اساس داوريشان هر كس آنچه را مستحق است ببيند . همچنين ادعا كردهايد من كشندگان عثمان را پناه دادهام .
فرزندان عثمان موجودند . اينها سر به فرمان من فرود آرند و آنگاه نزد من عليه قاتلان پدرشان اقامهء دعوا كنند . شما دو نفر را چه به عثمان ! خواه او به حق كشته شده باشد
هامش
( 1 ) در روايت « مبرد » چنين آمده است : ترا چه به عثمان ! تو فقط يكى از عشيرهء بنى اميه اى ، و فرزندان عثمان حق خونخواهى او را دارند .
( 2 ) در روايت « مبرد » چنين است : تصميم عمومى مسلمانان را بپذير
( 3 ) الامامة و السياسة 1 / 88 + الكامل ، مبرد 1 / 225 + عقد الفريد 2 / 284 ، 285 + شرح ابن ابى الحديد 1 / 252 .
( 4 ) الامامة و السياسة 1 / 81 + عقد الفريد 2 / 284 + نهج البلاغه 2 / 7 و 124 + شرح ابن ابى الحديد 1 / 248 و 3 / 300 .