را بسرود :
آن نگونسار ، پسر هند ، تيرى به سوى شرحبيل
پرتاب كرده كه او را خواهد كشت
و جمعى را مهيا ساخت تا پرهيزگارى نمايند
و بفريب ديگران پردازند و مسؤوليت گناه خويش بر عهده گيرند
و يمنى سبكمغزى ( يعنى شرحبيل ) را
پيدا كرد كه پيروان خويش چون رمه اى به هر سو كه آن جمع بخواهند مىراند
و چون آن جمع تهمت زدند او تن به حرفشان سپرد
و هركه خدا را خوار خواهد از خداترسى بهره نيابد
او دين خويش مىبازد تا پسر هنده كام از دنيا برگيرد
و پسر هنده پيش از اين هم دنياخوار و دنيادار بوده است
و از ره فريب على را متهم به قتل عثمان كردند
و غائلهها از سر بدخواهى براى او بر پا ساختند
حال آنكه به خدائى سوگند كه كوهها استوار ساخت
على هرگز دست به روى عثمان دراز نكرد و نه هيچ وسيله اى عليه او به كار برد
و كارش كار يكى از اصحاب محمد ( ص ) بود
كه جملگى از دست عثمان دلى پرخون داشتند و عليه اش شوريده بودند
شرحبيل وقتى اين ابيات بشنيد گفت : اين دم شيطان است . اكنون خدا دلم را به بوتهء آزمايش درآورد . به خدا سرايندهء اين شعر را يا تبعيد مىكنم يا از چنگم خواهد گريخت . آن جوان به كوفه گريخت . و چيزى نمانده بود كه مردم شام به ترديد بيفتند .
معاويه به شرحبيل بن سمط پيغام داد كه تو حق را تأييد نمودى و در اين راه هرچه به تو رسيده اجرش با خدا خواهد بود و مردان پاكدامن نظر تو را پذيرفتند .
اين كار كه تو مىدانى جز با موافقت عامهء مردم به تحقق نمىرسد . بنابراين به بازديد از شهرهاى شام بپرداز و به اهالى اعلام كن كه على عثمان را كشته است و وظيفهء مسلمانان اين است كه به خونخواهى او برخيزند . او شروع كرد به گردش در
الغدير ( فارسي ) — صفحة 151
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٥١