تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
را بسرود : آن نگونسار ، پسر هند ، تيرى به سوى شرحبيل پرتاب كرده كه او را خواهد كشت و جمعى را مهيا ساخت تا پرهيزگارى نمايند و بفريب ديگران پردازند و مسؤوليت گناه خويش بر عهده گيرند و يمنى سبكمغزى ( يعنى شرحبيل ) را پيدا كرد كه پيروان خويش چون رمه اى به هر سو كه آن جمع بخواهند مىراند و چون آن جمع تهمت زدند او تن به حرفشان سپرد و هركه خدا را خوار خواهد از خداترسى بهره نيابد او دين خويش مىبازد تا پسر هنده كام از دنيا برگيرد و پسر هنده پيش از اين هم دنياخوار و دنيادار بوده است و از ره فريب على را متهم به قتل عثمان كردند و غائله‌ها از سر بدخواهى براى او بر پا ساختند حال آنكه به خدائى سوگند كه كوه‌ها استوار ساخت على هرگز دست به روى عثمان دراز نكرد و نه هيچ وسيله اى عليه او به كار برد و كارش كار يكى از اصحاب محمد ( ص ) بود كه جملگى از دست عثمان دلى پرخون داشتند و عليه اش شوريده بودند شرحبيل وقتى اين ابيات بشنيد گفت : اين دم شيطان است . اكنون خدا دلم را به بوتهء آزمايش درآورد . به خدا سرايندهء اين شعر را يا تبعيد مىكنم يا از چنگم خواهد گريخت . آن جوان به كوفه گريخت . و چيزى نمانده بود كه مردم شام به ترديد بيفتند . معاويه به شرحبيل بن سمط پيغام داد كه تو حق را تأييد نمودى و در اين راه هرچه به تو رسيده اجرش با خدا خواهد بود و مردان پاكدامن نظر تو را پذيرفتند . اين كار كه تو مىدانى جز با موافقت عامهء مردم به تحقق نمىرسد . بنابراين به بازديد از شهرهاى شام بپرداز و به اهالى اعلام كن كه على عثمان را كشته است و وظيفهء مسلمانان اين است كه به خونخواهى او برخيزند . او شروع كرد به گردش در