تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
باشد بعدا مهاجران و انصار - كه حكام مردمند - با وى بيعت نموده‌اند ، و در صورتى كه او را نكشته باشد چطور حرف معاويه را عليه وى باور مىنمائى ؟ ! خودت را و قومت را بىآبرو نكن . اگر مايل نيستى اين افتخار نصيب جرير بشود برو پيش على و با او بيعت كن بر اساس اين كه شام تو و قوم تو به همين وضع بماند ( يا ترا باشد ) . شرحبيل نپذيرفت و از تصميم خويش دائر بر رفتن نزد معاويه منصرف نگشت . عياض الثمالى - كه مردى زاهد بود - در نامه اى اين ابيات را براى او نوشت : اى شرحبيل ! اى پسر سمط ! تو از طريق دوستى على به آن مقدار از حكومت كه منظور تو است خواهى رسيد اى شرحبيل ! شام شام تو است و در آن فرمانروا جز تو نيست . حرف آن گمراهگر اموى را ول كن ! پسر ابو سفيان براى تو نقشهء فريبكارانه اى ريخته است كه سرانجام شومى براى ما ببار خواهد آورد . اگر به وسيلهء ما به مقصودش برسد حكومت ما بكام او خواهد گشت و بر مرادش ، و جنگ كمر ما را خواهد شكست بنابراين در پى جنگ با عراقيان مرو كه اين جنگ وحشتناك ما را از بسيارى نعمتها و لذتهاى خانوادگى محروم مىسازد و على بهترين انسان روى زمين است از هاشميان كه مردمى عبادتگر و شب زنده دارند مردم مسؤوليت بيعتى را كه باوى كرده‌اند بر گردن در آرند مسؤوليت بيعتى چون بيعت با عمر و بيعت با ابو بكر بنابراين ، بيعت كن با على و به كفر نگرا و رجعت مكن پناه بر خداى توانا از كافرى ! و اى از آن ! حرف فرومايگان را به گوش مگير ، زيرا كه ميخواهند ترا به امواج خروشان دريا در اندازند . چه ضررى دارد بر ايشان كه تو در راهشان با نيزه و تيغ بران و آبديده با على به زد و خورد پردازى ؟ !
الغدير ( فارسي ) — صفحة 147 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)