را اجرا كن . در نتيجه معاويه ، مالك بن هبيرهء كندى را به تعقيب محمد بن ابى حذيفه فرستاد تا او را يافته بكشت ، و براى قيصر ( امپراطور رم شرقى ) هدايائى فرستاده با او مصالحه كرد . آنگاه از وى پرسيد : دربارهء على چه نظر مىدهى ؟ گفت : او را در وضع خوبى مىبينم . در بيعتى كه با وى شده بهترين افراد عراق شركت كردهاند و بيعتى كه به تو پيشنهاد كرده از طرف كسى پيشنهاد شده كه در نظر مردم بهترين شخصيت است . بنابراين اگر از مردم شام بخواهى كه بيعت با او را نپذيرند كار بسيار خطرناكى كرده اى . رئيس شاميان شرحبيل بن سمط كندى است كه با جرير - نماينده اى كه على پيش تو فرستاده - دشمنى دارد . به دنبال او بفرست و مطمئنترين افرادت را در كمين او بنشان تا براى مردم تبليغ كنند كه على عثمان را كشته است .
و بايد اين اشخاص كسانى باشند كه شرحبيل نظر خوشى به آنها دارد و حرفشان را مىپسندد . اين شعار ، شعارى است كه همهء مردم شام را به دور تو و به راه مقصودت فراهم مىآورد . اگر دل شرحبيل با تو شد كار تمام است .
بر اثر آن ، معاويه به شرحبيل نوشت : جرير بن عبد اللَّه از طرف على بن ابيطالب پيش ما آمده و كار مهمى را پيشنهاد مىكند . بنابراين زود بيا . و يزيد بن اسد و بسر بن ارطاة و عمرو بن سفيان و مخارق بن حارث و حمزة بن مالك و حابس بن سعد طائى را احضار كرده و اينها سران قبيلهء قحطان و يمنىها بودند و نزديكان معاويه و اشخاص طرف اعتمادش و پسر عموهاى شرحبيل بن سمط . و به آنها دستور داد با شرحبيل بن سمط ملاقات كرده به او اطلاع دهند كه على عثمان را كشته است .
وقتى نامهء معاويه به شرحبيل - كه در حمص بود - رسيد با بعضى از يمنىها مشورت كرد . عبد الرحمن بن غنم ازدى - كه دوست معاذ بن جبل و دامادش بود و بزرگترين فقيه شامى - گفت : اى شرحبيل ! خدا از وقتى هجرت كرده اى تا امروز دائما برايت نعمت مىبخشد و خير پيش مىآورد و تا آدمى دست از سپاسگزارى نكشد خدا جريان بخشايند گيش را قطع نمىكند و تا مردمى آنچه را در خود ايشان است تغيير ندهند وضعشان را تغيير نخواهد داد . اينك قتل عثمان براى ما مطرح شده است و اين مسأله كه على عثمان را كشته است ( 1 ) . اگر وى عثمان را كشته
هامش
( 1 ) در شرح ابن ابى الحديد چنين است : اينك به معاويه اطلاع داده شده است كه على عثمان را كشته است ، و او به همين جهت ترا احضار كرده است .