« پروردگار جهانيان به من سفارشى كرده است دربارهء على بن ابيطالب و فرموده : او پرچم هدايت و ( ديندارى ) است و مشعل ايمان و امام دوستدارانم و نور همهء كسانى كه مرا فرمان برند . »
« در آغاز كارنامهء مؤمن ، عشق ورزى به على بن ابيطالب ثبت است »
رو به على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام : « من با كسى كه با شما بجنگد در جنگم و با كسى كه با شما آشتى باشد آشتىام . »
« على از من است و من از على ، و او پس از من ولى هر مؤمنى است »
خطاب به على ( ع ) : « تو پس از من از طرف من ولى ( و عهده دار امور ) هر مؤمنى خواهى بود . »
« . . . على امير المؤمنين است و پيشواى متقيان ، و فرماندهء با شكوهى كه نيكان را به بهشتهاى پروردگار جهانيان در مىآورد . هر كه او را راستگو شمارد رستگار گردد و هر كه دروغگويش شمارد ناكام شود . اگر بنده اى هزاران سال به عبادت خدا در ميان ركن و مقام گذرانده باشد تا تنش پينه بسته و فرسوده باشد و در حالى به آستان خدا در آيد كه آل محمد را دشمن مىدارد خدايش به روى در آتش دوزخ اندازد . »
خطاب به او : « ترا فقط مؤمن دوست مىدارد و جز منافق كسى ترا دشمن نمىدارد . »
در حالى كه دست حسن و حسين ( ع ) را گرفته : « هر كه مرا دوست بدارد و اين دو و پدر و مادرشان را دوست بدارد در دورهء قيامت با من و در مرتبهام خواهد بود . »
« على با من چون سر من است با تنم »
« به آنكه جانم در دست او است سوگند كه هر كس بدخواه ما يعنى خاندان ما باشد خدا حتما او را به آتش در خواهد آورد . »
« اى على ! خوشا به آنكه ترا دوست بدارد و حقت را تأييد نمايد و واى بر كسى كه ترا دشمن بدارد و آنچه را دربارهء تو است تكذيب نمايد . »
« هر كه مرا دوست مىدارد بايد على را دوست بدارد ، و هر كه على را
الغدير ( فارسي ) — صفحة 122
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٢٢