خدا فرو فرستاده داورى و حكومت نمىنمايند همان كافرانند » ( 1 ) و « كسانى كه مطابق آنچه خدا فرو فرستاده داورى و حكومت نمىنمايند همان زشتكارانند » ( 2 ) و « كسانى كه مطابق آنچه خدا فرو فرستاده داورى و حكومت نمىنمايند همان ستمگرانند . » ( 3 )
بنابراين ، و به حكم قرآن ، مسلمانان اختلاف خود را نبايد با جنگ ، بلكه با مراجعه به آيات محكم قرآن و سنتى كه آن را حل و فصل مىنمايد از ميان بردارند و هرگز پيش از اين كار نبايد دست به جنگ بزنند . به همين جهت امير المؤمنين على ( ع ) در آغاز كار از مخالفان مىخواست دعاوى خويش به قرآن كريم - كه خود نظيرش و گويايش بود - عرضه نمايند و خود حجت را با استشهاد به آيات شريفهء قرآن و سنت بر آنان تمام مىكرد . باز به همين جهت بود كه به هيئت اعزامى معاويه مىفرمود : « هان ! من شما را به كتاب خداى عز و جل و سنت پيامبرش دعوت مىنمايم » ( 4 ) و در نامه اى به معاويه و قرشيانى كه نزدش بودند نوشت : « هان ! من شما را به كتاب خدا و سنت پيامبرش و به جلوگيرى از ريخته شدن خون اين امت دعوت مىنمايم » . ( 5 ) اما آن كجروان به اين دعوت پاسخ مثبت ندادند و حاضر به عرضهء اختلاف به قرآن و سنت نشدند تا آن كه در عرصهء كارزار به زانو در افتاده براى نجات خويش از مرگ حتمى فرياد بر آوردند كه بيائيد اختلاف را در پرتو قرآن حل كنيم . امام خود قبل از آنكه دشمن به چنين كارى مبادرت جويد پيشبينى نموده و مثلا در نامه اى به معاويه فرموده بود : « ترا مىبينم كه فردا چون از فشار جنگ به ستوه آئى چون شترانى كه از سنگين بارى فرياد بر مىآرند فرياد برآرى و مرا و يارانم را به مراجعه به كتابى بخوانى كه با زبان تعظيمش مىنمائيد و بدل انكارش » ( 6 ) و در نامهء ديگرى به او نوشته بود : « پندارى همين حالا است كه دار و دسته ات از
هامش
( 1 ) مائده 44 .
( 2 ) مائده 47 .
( 3 ) مائده 45 .
( 4 ) تاريخ طبرى 6 / 4 .
( 5 ) شرح نهج البلاغه 1 / 19 .
( 6 ) شرح ابن ابى الحديد 3 / 411 و 4 / 50 .