عائشه درست گفته كه « مثل روگردانى اين امت از آيهء : هر گاه دو دسته از مؤمنان با هم بجنگ پرداختند . . . نديدهام » ( 1 ) و خود او اولين كسى بوده كه از آن آيه رو گردانده و حكمش را نديده گرفته و بر خلاف آن عمل كرده است و از خانه به در آمده و جامهء محفوظ خويش به كنارى نهاده و به خود نمائى جاهليت وار پرداخته و با امام زمان و خليفهء وقت جنگيده است ، و شايد بعدها پشيمانى خورده و از حسرت و غم گريسته تا گريبانش خيس گشته است ، و طبعا اين وقتى بوده كه كار از كار گذشته است .
به همين دلائل بود كه مولا امير المؤمنين ( ع ) جنگيدن با شاميان را واجب مىدانست و مىفرمود : « چاره اى نديدم جز اختيار يكى از دو راه : جنگيدن با آنها ، يا كافر شدن به آنچه بر محمد ( ص ) نازل گشته است » يا بعبارتى ديگر : « راهى نيست جز كافر شدن به آنچه بر محمد نازل گشته يا جنگيدن با آن جماعت » . ( 2 )
پيامبر گرامى ( ص ) همواره به برجسته ترين اصحابش مانند امير المؤمنين على بن ابيطالب ، ابو ايوب انصارى ، و عمار ياسر ، دستور مىداد با پيمانگسلان و تجاوزگران و از دين بدرشدگان بجنگند ، و احاديث متضمن اين دستورات در جلد سوم نگاشته شد ، و دانشمندان متقدم اتفاق نظر داشتند كه تجاوز گران عبارتند از همدستان معاويه .
بنابراين ، معاويه اى كه جنگيدن با او و قتلش واجب بود به خود اجازه مىداد با امير المؤمنين على ( ع ) بجنگد ؟ در حالى كه كتاب خدا و سنت پيامبرش در برابرش قرار داشت و اگر مىخواست پيروى نمايد در آن چنين مييافت كه « هر گاه دربارهء چيزى اختلاف و كشمكش پيدا كرديد آن را به خدا و پيامبر عرضه بداريد اگر به خدا و روز بازپسين ايمان آوردهايد » ( 3 ) و « كسانى كه به موجب آنچه
هامش
( 1 ) سنن الكبرى ، بيهقى 7 / 172 + مستدرك حاكم 2 / 156 .
( 2 ) نهج البلاغه 1 / 94 + كتاب صفين 542 + مستدرك حاكم 3 / 115 + شفا ، قاضى عياض + شرح ابن ابى الحديد 1 / 183 + بحر الزخار 5 / 415 .
( 3 ) نساء 59 .