تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
مىشود گر چه ساير برادر زنهاى پيامبر ( ص ) مثل محمد بن ابى بكر را « خال المؤمنين » لقب نداده باشند چون دوستدار على ( ع ) و در سپاه علوى بوده و معاويه با او جنگيده است ! اين حرفهاى شبه توجيه كه از دهان پاره اى از افراد آن جماعت بدر مىآيد لهيب كينه‌ها و دشمنىهاى ديرينه است ، و « آتش كينه توزى و بدخواهى از دهانشان بر مىآيد و آنچه در درون پنهان مىكنند سهمناكتر است : ما آيات را براى شما بيان داشتيم و نمايان ، اگر انديشه مىنموديد » . ( 1 ) از طرف ديگر مىپرسيم : آيا آنچه با دعاى شما سنت پيامبر ( ص ) مىباشد و فرمايشش كه به « اصحابم دشنام ندهيد » و هر كه به اصحابم دشنام دهد لعنت خدا و فرشتگان و مردم همگى بر او خواهد بود « دستورى است به نسلهاى بعد و خود اصحاب و معاصران حضرتش از آن مستثنى هستند ، يا نه همانطور كه خصلت احكام اسلام است عمومى و جاودانى بوده شامل همهء افراد و همهء نسلها مىشود ؟ ! در حالى كه مىدانيم آن جماعت اين را دستورى به اصحاب و غير اصحاب و نسلهاى بعد دانسته‌اند ، زيرا در شأن صدور آن به موجب بعضى روايات - كه » مسلم « آنها را بهتر دانسته - چنين آمده است : خالد بن وليد و عبد الرحمن بن عوف اختلاف پيدا كردند و خالد او را دشنام داد : پيامبر خدا ( ص ) فرمود : به اصحابم دشنام ندهيد » يا چنان كه انس روايت مىكند : عده اى از اصحاب پيامبر خدا ( ص ) مىگويند : ما به هم دشنام مىداديم . پيامبر خدا ( ص ) فرمود : هر كه به اصحابم دشنام دهد لعنت خدا و فرشتگان و مردم همگى بر او خواهد بود . » ( 2 ) بنابر اين معقول نيست كه خود اصحاب طرف خطاب و دستور نباشند يا بعضى از ايشان از اصل حكم مستثنى باشند . آيا از ميان اصحاب فقط امير المؤمنين على بن ابيطالب ( ع ) از اين حكم مستثنى است و تنها به او مىتوان دشنام داد ؟ ! علاوه بر اين ، مولاى متقيان ( ع ) به نظر آن جماعت يكى از خلفاى راشدين شمرده مىشود و همهء فرقه‌هاى اسلامى بر اين متفقند ، و آن جماعت دربارهء كسى كه به خلفاى راشدين بد بگويد احكام شديدى دارند و چنان كه كمى پيشتر ديديم كسى را كه به ابوبكر و عمر دشنام دهد كافر مىدانند
هامش
( 1 ) آيهء مباركه . ( 2 ) « الكبائر » ، ذهبى 235 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 109 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)